بانوی مطالعات ایران باستان

SONY DSC
 

«پروفسور دومناش» به ما فقط درس نمى داد. بلکه چگونه زیستن و چگونه بودن و چگونه دوست داشتن را نیز به ما مى آموخت».
دکتر ژاله آموزگار به اتفاق زنده یاد دکتر احمد تفضلى، دکتر علی‌اشرف صادقى و پروفسور فیلیپ ژینیو  از شاگردان پورفسور «دومناش» بودند. او تا پایان دوره دکترایش همچنان شاگرد دومناش ماند و رساله دکترایش را که درباره ادبیات زردشتى به زبان فارسى بود را با او گذراند. «ادبیات زردشتى به زبان فارسى اصطلاحا به مکتوبات زردشتى که پس از اسلام به زبان فارسى ولى به سنت زردشتى نوشته شده است گفته مى شود.» او یکى از کتابهاى مهم زردشتى به نام «صد در نثر و صد در بندهش» را به عنوان رساله دکترا انتخاب کرده و ویژگى هاى نگارشى اش را به بحث کشاند.
ژاله آموزگار 4

ژاله آموزگار متولد سال ۱۳۱۸ در شهرستان خوى است: «آذربایجانى ام؛ پدرم اهل تبریز و مادرم تهرانى بود. به خاطر انجام مأموریت شغلى پدر، من در خوى به دنیا آمدم.» پدرش رئیس دبیرستان دخترانه اى بود که بعدها او در آنجا تحصیل کرد. مادرش نیز در بین زن هاى آن روزگار فردى تحصیلکرده بود: « شاید یکى از بزرگترین شانس هاى من این بوده که در کانون یک خانواده فرهنگى متولد شدم. خانواده بى هیچ تفاوت گذارى اى به من هم مثل برادرم نگاه مى کرد و براى یادگیرى و تحصیل هیچ محدودیتى، در آن زمان، براى من قائل نبود.» او پس از اخذ مدرک دیپلم علمى از دبیرستان ایراندخت خوى و دیپلم سال دوازدهم ادبى از دبیرستان ایراندخت تبریز براى ادامه تحصیل به دانشکده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تبریز وارد شد. از آن سال ها استاد چنین مى گوید: «اصلاً در مخیله ام نمى گنجید که دخترى از شهرستان قادر باشد به تبریز بیاید و در کنکور نیز شاگرد اول شود.» ژاله آموزگار مجبور شد مدت تحصیل در دانشگاه تبریز را در منزل عمویش سپرى کند و همین همنشینى با عمو که یکى از شعرا و نویسندگان معتبر آذربایجان بود باعث شد تا شخصیت علمى او شکل گیرد: «ایشان فرزند نداشت و من در خانه اش مثل یک فرزند پذیرفته شده بودم.» به علت احراز رتبه اول در دانشکده ادبیات تبریز به او بورس تحصیلى تعلق گرفت، با این حال او بلافاصله از این بورس استفاده نکرد: «خانواده ام دیدگاه سنتى داشتند و اصلاً تمایل نداشتند که تنها به سفر فرنگ بروم. در همین اثنا من با یکى از همکلاسى هایم ازدواج کردم.»

چندى بعد دکتر پرویز ناتل خانلرى اطلاعیه اى صادر کرد مبنى بر اینکه شاگرد اول هایى که از بورس شان استفاده نکرده اند مى توانند از آن استفاده نمایند: «شوهرم اصرار کرد که حتماً باید از این بورس استفاده کنم. حتى اگر خودش هم نتواند با من به خارج بیاید.» با این همه او به تنهایى به این سفر نرفت، بلکه در سال ۱۳۳۵ به اتفاق همسر و دخترش راهى پاریس شد و در دانشگاه «سوربن» ثبت نام کرد و مشغول تحصیل شد: «استاد بسیار عزیزى که من بسیار خودم را مدیون او مى دانم، به دلیل انسانیتى که از او آموختم، پروفسور دومناش بود.»
دکتر ژاله آموزگار درباره دوران تحصیل دانشجویى و دانشگاه مى گوید: « من معتقدم که آدم در دوره دانشجویى چندان چیز زیادى نمى آموزد و بعدهاست که با جوهر کار و دانش آشنا مى شود.» از نظر او دوره دانشجویى دوره «آغاز» است . او مى گوید: «در این دوره صرفاً راه و روش یاد گرفتن را مى آموزد. وقتى کسى دکتر مى شود این در حقیقت شروع کار است و نه پایان کار. بعدهاست که آدم احساس مى کند چقدر خودش و کارهایش خام بوده است».
ژاله آموزگار همکاری مشترک و ارزشمندی با دکتر احمد تفضلی برای ترجمه کتاب «نمونه‌های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایرانیان» داشت. این دو پژوهشگر کوشا، پس از کتاب کریستن سن به ترجمه کتاب «شناخت اساطیر ایران» جان هینلز پرداختند: «این محصول همکارى ما در بحبوحه ایام جنگ ایران و عراق بود. گاهى در حین ترجمه متون متوجه مى شدیم که تهران توسط هواپیماهاى عراقى بمباران شده و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، که ما در آن مشغول به کار بودیم، گاهى ورود به بعضى از طبقاتش به خاطر خطر جانى ناشى از بمباران قدغن مى شد. به همین دلیل هر وقت من این کتاب را مى بینم به یاد جنگ مى افتم».
در میان کتابهایى که دکتر آموزگار به چاپ رسانده کتاب «تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام» مرحوم تفضلى است که بعد از مرگش آن را به انجام رسانده. خودش در این باره مى گوید: «وقتى تفضلى با آن مرگ نابهنگامش درگذشت این کتاب ظاهراً توى کیفش و در شرف چاپ بود. روز دوشنبه اى، که در حقیقت آخرین دیدارمان بود، او این کتاب را به من نشان داد و ما باهم مبادله فکرى کرده و هنگام رفتن گفته بود که قرار است آن را فردا به ناشر تحویل بدهد. اما این نسخه هیچ وقت پیدا نشد. به نوعى این موضوع در هاله مرگ او فرو رفت و فراموش شد. وقتى پس از مرگش کیفش را گشودند این کتاب در آن نبود». دکتر آموزگار پرینت این کتاب را بعدها از ناشرش گرفت و تصحیحات خودش را روى آن انجام داد و آن را همزمان با سالمرگ دکتر احمد تفضلى در دى ماه سال ۱۳۷۶ به چاپ رساند.
دکتر آموزگار پیشرفت و توفیق خود در عرصه پژوهش خود را مدیون همسرش مى داند: «او تأثیر بسیار مثبتى روى شخصیت و روند تحصیلاتم داشت. او از جمله مردهایى بود که حاضر بود شخصیت زن را بپذیرد و به زن بسیار بها‌ مى‌داد. چراکه در دوره هاى قبل، در ایران براى اکثر مردها بسیار مشکل بود تا بپذیرند زنهایشان پیشرفت کنند و مراتب عالى تحصیلات را طى نمایند. اما او برعکس باور جمعى اجتماع به من بسیار عرصه مى داد تا از لحظه لحظه زندگى ام استفاده بهینه نمایم.» جالب اینجاست که همسر او خود استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود و هر دو نفر باهم در فرانسه دکترا گرفتند.

گفتنی است بتازگی نشان لیژنیون دونور (شوالیه) از سوی سفیر فرانسه در ایران به بانوی مطالعات ایران باستان، خانم دکتر ژاله آموزگار اهدا شد. وی در این مراسم گفت: «من به نسل ممکن‌ها تعلق دارم. نسلی که در زندگی‌اش هدف داشت».

چنانچه مایل به مطالعه مطلب دیگری از دکتر ژاله آموزگار هستید، کلیک کنید.

5 دیدگاه در “بانوی مطالعات ایران باستان

  1.  

    کتابهای دکتر آموزگار :
    اُسطورهٔ زندگی زردشت، با همکاری احمد تفضلی
    زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، با همکاری احمد تفضلی
    تاریخ اساطیری ایران
    نمونه‌های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایرانیان از آرتور کریستن‌سن، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی
    شناخت اساطیر ایران از فیلیپ ژینیو، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی
    ارداویراف‌نامه، پژوهش فیلیپ ژینیو، حرف نویسی، آوانویسی، ترجمه متن پهلوی، واژه‌نامه، ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار

  2.  

    نام دکتر علی‌اشرف صادقی، استاد بازنشسته گروه زبان‌شناسی دانشگاه تهران و مدیر گروه خط فارسی فرهنگستان و مدیر گروه فرهنگ‌نویسی فرهنگستان، به اشتباه در مقاله شما، اشرف صادقی نوشته شده است

    1.  

      با درود و پوزش؛ نام آقای دکتر علی‌اشرف صادقی، استاد محترم دانشگاه تهران اصلاح می‌شود.
      سپاس از توجه و حمایت شما- ساسانیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.