به بهانه۱۲۱ سالگی سعید نفیسی

2سعید نفیسی
 

به ایرانم، به ایران گرامی‌ام، به ایران جاودانی‌ام
(سعید نفیسی)

نفاست آفرین فرهنگ

او عاشق ایران بود و ذره ذره وجودش برای این سرزمین می‌تپید. این سخن، زمانی باورپذیر می‌شود که بدانیم از سال ۱۲۹۰ خورشیدی که در ۱۶ سالگی، نخستین اثرش منتشر شد تا زمان مرگ در سال ۱۳۴۵، بیش از ۱۱۰ کتاب و ۱۱۰۰ مقاله نوشت که هنوز هم تر و تازه هستند. به بیان دیگر او اگر عاشق این خاک نبود، ۴۰ هزار صفحه – بدون احتساب چرک‌نویس آنها – به رشته تحریر در‌نمی‌آورد. چه، در لابه‌لای سطور خود، حتی غیرمستقیم به نام ایران و تمدن ایرانی اشاره کرده است. نفیسی اما چند شخصیت دارد. نخست «نفیسی داستان‌نویس» است که داستان‌های «ستارگان سیاه»، «ماه نخشب» و «فرنگیس» نمونه آن است. با وجود تسلط بر زبان‌های یونانی، لاتین، انگلیسی، فرانسه، روسی، اردو، پشتو و عربی، بی‌شک «نفیسی مترجم» وجه دیگر او را شکل می‌دهد که سراغ ادبیات کلاسیک غرب رفت. «آرزوهای برباد رفته» بالزاک، «ایلیاد» و «ادیسه» هومر و آثاری از پوشکین و گورکی برخی از این آثار است که به نثر فاخر فارسی مزین شد.
«تصحیح متن»، شخصیت دیگر او است که در این میان، «تاریخ بیهقی» که جلد نخست آن، پیش از تصحیح علی‌اکبر فیاض بیرون آمد، بی‌نظیر است. او مصحح آثار دیگری چون «سیرالعباد‌الی‌المعاد»، «زین‌الاخبار» [گردیزی]، «تاریخ گیتی‌گشا»، «پندنامه انوشیروان» و «رساله مجدیه» نیز هست. با این حال، نفیسی، از تصحیح و تحشیه بر دواوین شعرایی چون خیام، عطار نیشابوری، نظامی گنجوی، ازرقی هروی، انوری ابیوردی، اوحدی مراغه‌ای، جنید شیرازی، رشید وطواط، شاه قاسم انوار، لامعی گرگانی، هلالی جغتایی و بابا افضل کاشانی برکنار نماند و بر هر یک، مقدمه‌ای مفصل و جامع‌الاطراف نگاشت. همچنین او مجلد‌های ۹ تا ۱۰ شاهنامه بروخیم را هم مدون و مهیا کرد.
آثار قابل توجهی چون «مدرسه نظامیه بغداد»، «مسیحیت در ایران»، «تاریخ اجتماعی ایران از انقراض ساسانیان تا انقراض امویان»، «درفش ایران و شیر و خورشید» و بویژه دو اثر «بابک خرم دین، دلاور آذربایجان» و «بحرین؛ حقوق ۱۷۰۰ساله ایران» نمونه‌هایی از وجه  «نفیسی مورخ» به حساب می‌آید.
اما او «فرهنگ‌نویس» هم بود و «فرهنگنامه فارسی» – که در حرف الف باقی ماند – در این بخش می‌گنجد. «نفیسی روزنامه‌نگار» هم مهم است که سردبیری کوتاه مدت مجلات «فلاحت و تجارت»، «پرتو»، «وطن» و «شرق» از این دست است. او که تمام هستی‌اش از آن ایران بود.

نوشته عبدالکریم جربزه‌دار به نقل از روزنامه ایران
همچنین پیشنهاد می‌کنیم مقاله زنده‌یاد سعید نفیسی با عنوان مهرگان یا جشن خزان را در ساسانیان ببنید.

5 دیدگاه در “به بهانه۱۲۱ سالگی سعید نفیسی

  1.  

    سعید نفیسی، مرد بی‌همتای ادبیات ایران

    سعید نفیسی، فرزند علی‌اکبر ناظم‌الاطبا در ۱۸ خردادماه ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدرش، پزشکی حاذق بود که او را بانی بیمارستان مدرن در ایران می‌دانند.

    « از سعید نفیسی پرسیدند که چه طور ممکن است تو این قدر نوشته باشی؟ پاسخ داد: زمانی را که دیگران صرف معرفی کارهای کرده خود می‌کنند، من صرف کارهای نکرده خود می‌کنم.»

    سعید نفیسی در سال ۱۳۳۸ جایزه‌ی سلطنتی برای ترجمه‌ی «آرزوهای بر بادرفته» اثر بالزاک را از آن ِ خود کرد. از دیگر جوایز نفیسی می‌توان به «نشان لژیون دونور» فرانسه به خاطر سال‌ها پژوهش و کوشش در باب زبان و ادبیات فرانسه و تالیف نخستین فرهنگ فرانسه به فارسی اشاره کرد. نفیسی نشان مخصوص واتیکان را برای کتاب مسیحیت در ایران کسب کرد. نفیسی عضویت آکادمی علوم فرانسه را نیز به دست آورد.
    بسیاری نفیسی را معمار نثر جدید ایران دانسته‌اند و این چیرگی از احاطه‌ی کامل او به زبان‌های یونانی، لاتین، فرانسه، روسی، اردو، پشتو، عربی و فارسی ناشی شده است.
    در سال ۱۳۰۸ به وزارت فرهنگ رفت و علاوه بر تدریس زبان فرانسه در دبیرستان‌ها، آموزش در مدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه‌ی عالی تجارت و مدرسه‌ی صنعتی را نیز عهده‌دار شد. سال‌ها بعد نفیسی به تدریس در دانشکده‌های حقوق و ادبیات مشغول شد و به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
    با آغاز به کار دانشگاه تهران، نفیسی در جایگاه استاد دانشکده‌ی حقوق و پس از آن، به استادی دانشکده‌ی ادبیات رسید.
    نفیسی با نشریات بسیاری مانند پیام نو، ارمغان، دانشکده ادبیات، آینده، مهر، نامه فرهنگستان، مردم‌شناسی، یادگار، شفق، سال‌نامه‌ی دنیا و تقدم هم‌کاری نزدیک داشت. تنوع حوزه‌ی کار و تحقیق سعید نفیسی بسیار است. از تحقیقات ادبی گرفته تا تحقیقات تاریخی و تصحیح متون نظم و نثر فارسی، فرهنگ‌نویسی، ترجمه از زبان‌های اروپایی، کتاب‌شناسی، روزنامه‌نگاری و داستان‌نویسی از کارهایی است که انجام داده است. تسلط کم‌نظیر سعید نفیسی به تاریخ و ادبیات ایران موجب شد تا آثار گران‌سنگی پدید بیاورد و موفق شود که تعداد بسیاری از متون نظم و نثر فارسی را به شیوه‌ای علمی از گم‌نامی بیرون بیاورد و منتشر کند. کتاب‌خانه‌ی شخصی کم‌نظیری که فراهم آورده بود به نفیسی این امکان را داد که به مهم‌ترین منابع و مآخذ تاریخی و ادبی دست‌رسی داشته باشد. در مورد کتاب‌خانه‌ی کم‌نظیر او بسیار سخن گفته‌اند.
    ایرج افشار درباره‌ی کتاب‌خانه‌ی نفیسی و سرنوشت آن چنین می‌گوید: «کتابخانه نفیسی خزانه‌ای بود با ارج و ارزش. از هر دست کتاب و نشریه به هر زبان و خطی در آن دیده می‌شد که محقق و دانشجو و دوست و بیگانه از آن استفاده می‌کردند. در این کتابخانه نزدیک به پانزده هزار کتاب و مجله و نسخه خطی بود که قسمت کوچکی از آن را به کتابخانه‌های مجلس و دانشگاه کلمبیا فروخت و قسمت بیشتر آن را در اختیار دانشگاه گذاشت که برای کتابخانه مرکزی بردارند.»
    سعید نفیسی از سال ۱۳۱۸ هم‌کاری خود را با رادیو آغاز کرد. نفیسی از سال ۱۳۴۰ برنامه‌ی یادداشت‌های یک استاد را پایه‌گذاری کرد. «از کسانی که در هنگام به راه‌افتادن رادیو با آن هم‌کاری نزدیک داشتند و به گونه‌ای جزء اولین‌های رادیو محسوب می‌شوند می‌توان به سعیدنفیسی مورخ و ادیب و نمایش‌نامه‌نویس اشاره کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.