سیر نگارش تاریخ ایران و نقد تاریخ جامع ایران

دکتر روزبه زرین کوب
 

[چنانچه نگاهی گذرا و شتابان به سیر نگارش تاریخ ایران طی سده‌های اخیر بیفکنیم، خواهیم دید]: در سال ۱۸۱۹ میلادی، نخستین بار، یک دوره تاریخ ایران توسط جان ملکم انگلیسی به تحریر درآمد. اگرچه دانش امروز ما درباره تاریخ، بسیار متفاوت است با آنچه جان ملکم در سده نوزده می‌اندیشید و در دسترس داشت، ولی برداشتن نخستین گام در این مسیر اهمیت بسیار دارد. درست یکصد سال بعد، انگلیسی دیگری به نام پرسی سایکس چنین کاری را تکرار نمود. بررسی این دو اثر می‌تواند به درک روند تاریخ‌نگاری ایران در ذهن ما کمک کند. همچنین دانشمندان و نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی [سابق] نیز همواره نسبت به تاریخ ایران توجه داشته‌اند. نوع نگاه آنها به ایران و تاریخ کشورمان را پس از خواندن آثار این دست نویسندگان و نتیجه‌ای که در ذهنمان نقش می‌بندد، می‌توانیم دریابیم. از جمله آثاری که توسط گروهی از دانشمندان اتحاد جماهیر شوروی تألیف گردید، تاریخ ایران است که در سال ۱۹۵۷ و از سوی دانشگاه لنینگراد [سن پترزبورگ کنونی] منتشر شد. در سال ۱۹۷۷، یعنی ۲۰ سال بعد گروهی دیگر از مورخان دانشگاه مسکو مجلد دیگری درباره تاریخ ایران فراهم کردند که هر دو این آثار به فارسی ترجمه شده‌است.

مهم‌ترین اثری که در تاریخ عمومی ایران شناخته شده‌است، بین سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۱ میلادی در دانشگاه کمبریج نگاشته شد. البته تاریخ کمبریج وسعت و گستردگی بسیاری دارد که بخش مربوط به تاریخ ایران، قسمت کوچکی از آن است.

در ایران نیز اندیشه و درک نگارش تاریخ کشورمان توسط شماری از مورخان و نویسندگان ایرانی بوجود آمد که به سال ۱۳۰۶ خورشیدی بازمی‌گردد. ۹۰ سال پیش جلسه‌ای تشکیل شد که شماری از چهره‌های ماندگار فرهنگ ایران نظیر محمدعلی فروغی، عباس اقبال آشتیانی، ابوالحسن فروغی و محمد قزوینی در آن شرکت داشتند. درک مشترک آنها مبتنی بر نگاشتن تاریخ ایران با نگاه ایرانی بود و در نتیجه سه نفر برای این مهم برگزیده شدند؛ حسن پیرنیا برای نوشتن تاریخ ایران باستان، سیدحسن تقی‌زاده بمنظور نگارش تاریخ آغاز دوره اسلامی تا دوره ایلخانی و سرانجام عباس اقبال آشتیانی برای تألیف تاریخ ایران از آغاز دوره مغول تا پایان دوره قاجار. بنظر می‌رسد از بین این مورخ و نویسنده، حسن پیرنیا از همه موفق‌تر بود، چرا که موفق به نگارش تاریخ ایران باستان در سه جلد شد. اگرچه اثر او تا پایان دوران اشکانیان است و فرصت کافی نیافت که نگارش دوران فرمانروایی ساسانیان را به پایان برساند. سیدحسن تقی‌زاده بدلیل مشغله بسیار، اثری که قصد داشت با نام «از پرویز تا چنگیز» به نگارش درآورد را ناتمام رها کرد. ناگفته نماند که تقی‌زاده همان مباحث آغازین اثرش که مربوط به فتوح است را نوشت و فرصت تکمیل نمودن ادامه اثر حاصل نشد، ولی بی‌گمان آنچه انجام داد، ارزشمند است. عباس اقبال آشتیانی نیز نگارش تاریخ دوره مغول را آغاز نمود که هنوز اثری گرانقدر به فارسی و حتی به زبان‌های دیگر قلمداد می‌شود، گرچه آن هم بطور کامل به سرانجام نرسید.

سال‌ها بعد و در سال‌های آغازین دهه پنجاه خورشیدی طرحی برای نگارش تاریخ کامل ایران در دانشگاه تهران شکل گرفت. از دکتر عبدالحسین زرین‌کوب نقل می‌شود که [در ابتدای انجام این طرح]، تعدادی از استادان برای نوشتن مباحثی مشخص شدند، اما آن طرح نیز نتیجه‌ای نداد. جالب آنکه تنها کسی که کار را به پایان رساند مرحوم دکتر زرین‌کوب بود و اثر ایشان به نام «تاریخ مردم ایران» جلد نخست، در واقع حاصل انجام وظیفه او در آن زمان بود که به نام دیگری منتشر گردید.

اکنون چهل سال از آن زمان گذشته و بنظر می‌رسد باید طرحی [نو] ریخته می‌شد. بدیهی است مجموعه تاریخ جامع ایران به شکل‌های مختلف قابل نقد کردن است. اگرچه با دیدگاه انتقادی هر اثری را می‌توان نقد نمود. بطور مثال تاریخ ایران کمبریج به‌رغم آنکه کتاب خوب، مهم و قابل اعتنایی است، ولی از نگاه یک معلم تاریخ می‌توان آن را مجموعه‌ای از مقالات نامربوط به هم دانست که در برخی موارد با هم پیوستگی ندارند. در مقابل بخش باستانی تاریخ کمبریج مجموعه‌ای از مقالات است که دارای انسجام و پیوستگی و در عین حال دارای رویکرد تاریخی است. چنین اشکالاتی در کتاب‌هایی که مجموعه‌ای از مقالات هستند و نویسندگان متعدد با دیدگاه‌های مختلف دارند، تقریبا بدیهی است. بنظر می‌رسد یکسان نمودن تمامی فصول در خط سیری مشخص غیرممکن باشد. چرا که بطور مثال قرار دادن ۵۹ نویسنده تنها در بخش ایران باستان مجموعه تاریخ جامع ایران در پنج جلد، توسط ویراستار و یا سرپرست، در یک مسیر مشخص، امری بعید و دشوار است. از این روی بنظر می‍رسد کار جمعی در ایران دشوار و صعب است. از سوی دیگر برای انتخاب متخصصان تاریخ ایران باستان در کشور مشکلاتی وجود دارد. این رشته در دانشگاه‌های ایران بسیار جوان است. نخستین کسانی که در دانشگاه تهران در رشته تاریخ ایران باستان تدریس می‌کردند، استادانی چون عباس اقبال آشتیانی، نصرالله فلسفی و رشید یاسمی، کسانی بودند که متخصصین ایران باستان نبودند. بنابراین سابقه تاریخ ایران باستان در کشورمان خیلی طولانی نیست و از این روی گردآوردن حدود ۶۰ متخصص ایران باستان کار آسانی نیست. به همین دلیل می‌توان گفت، کار رئیس دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و آقایان جعفری دهقی و رضایی باغ بیدی در انتخاب و گردآوردن ۵۹ نویسنده و پژوهشگر بسیار ارزشمند است، اگرچه هیچ اثری بی‌نیاز از نقد نیست. بطور مثال بنظر من نحوه ارجاعات که در پنج جلد نخست مورد استفاده قرار گرفته با پانزده جلد بعد متفاوت است. این اشکال حتما باید اصلاح شود. چطور ممکن است مجلدات مجموعه‌ای به لحاظ ارجاعات با هم متفاوت باشد؟ بنظر می‌رسد اینکه تصمیم گرفته شد شیوه ارجاعات در پنج جلد نخست مجموعه، از زبان خارجی به فارسی برگردانده شود، غیر معمول است و منطق خاصی ندارد. از سوی دیگر نام این اثر، تاریخ جامع ایران است، ولی فصل‌بندی‌های آن چنین مفهومی را در ذهن خواننده تداعی نمی‌کند. هنگامی که از تاریخ جامع ایران صحبت می‌کنیم، باید در مباحث و فصول نگاهی یکدست و واحد از زندگی مردم ایران در جنبه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بیابیم. این اتفاق کمتر در این مجموعه رخ داده‌است. بطور مثال پس از مطالعه جلد پنجم آن به ذهن می‌رسد شاید می‌شد نام این جلد [جلد پنجم مجموعه] را زبان‌ها و ادبیات ایران گذاشت. یا برخی دیگر از مجلدات به تاریخچه باستان‌شناسی اختصاص دارد. در حالی که تاریخ جامع ایران باید باید توانایی این را داشته باشد که بطور یکدست مفهوم واقعی از تاریخ را عرضه نماید. از این منظر تاریخ ایران کمبریج تراز بالاتری از تاریخ جامع ایران دارد. بطور مثال زمانی که جلد دوم تاریخ کمبریج را مطالعه می‌کنید، تمامی مباحث مورد نیاز برای فهم تاریخ ماد و هخامنشی یکجا و درهم تنیده و کنار هم ارائه شده‌است.

نشست نقد تاریخ جامع (9)

(اختصاصی ساسانیان) متن حاضر چکیده‌ای از سخنرانی آقای دکتر روزبه زرین‌کوب در نشست نقد و بررسی مجموعه کتاب‌های تاریخ جامع ایران است که روز پنجم اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ به تلاش انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران در تالار زنده‌یاد استاد دکتر باستانی پاریزی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد.

چنانچه علاقمند به دنبال کردن مطالبی مرتبط هستید، لطفا اطلاعات تکمیلی را در سایت ساسانیان مشاهده کنید.

7 دیدگاه در “سیر نگارش تاریخ ایران و نقد تاریخ جامع ایران

  1.  

    با سلام و درود
    انصافا کار بزرگی انجام داده اند و باید دستشان را بوسید. سالها هنر دانشگاهیان ما فقط ترجمه کنابهای خارجی ها بوده است. ولی اینبار بالاخره آستین همت را بالا زدند و تاریخ خودمان را به قلم و از زاویه دید خودمان نگاشته اند. حقا و انصافا دست مریزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.