دربارۀ واژۀ چهارشنبه سوری و ریشه های تاریخی شکل گیری این آیین می توان گفت؛ ایرانیان باستان در ده روز آخر سال یعنی پنج روز آخر از آخرین ماه سال و پنج روز پنجه دزدیده شامل پنج روز آخر سال است از آنجایی که ایرانیان باستان ۱۲ ماه ۳۰ روزه داشتند به آخر ماه هشتم (آبان ماه ) و در آخر ماه دوازدهم (اسفندارمذ) ۵روز می افزودند تا سال کامل شود یعنی  ۳۶۵ روز آن کامل باشد و آنرا پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه می گفتند. نام پنج روز دزدیده شده عبارت بود از: اَهنود ، اشتود، سپَنتَمَد، هُوخَشترو و وهشتوایش.بدین ترتیب این ۵روز را از۱۲ماه نمی شمارند. برخی نیز همان واژه اندرگاه یا پنجه را به کار می برند.

ایرانیان باستان براین باور بودند که فروهرهای نیاکان یا ارواح پاک گذشتگان، در این زمان مشخص برای سرکشی بازماندگان از آسمان فرود می آیند و ۱۰ شبانه روز در خان و مان پیشین خود بسر برند، این ۱۰ روز سبب می شد که سال ۳۶۵ روزه شود.

از این روی ایشان برای فروهر نیاکان خود نیایش می کردند و با افروختن فروغ ایزدی یا آتش به روان آنان درود می فرستادند.پس از انقراض سلسلۀ ساسانیان این مراسم به آخرین چهارشنبه هر سال منتقل گردید و همچنان پابرجا ماند.زیرا ایرانیان پیش از آن هر روز را به نام یکی از امشاسپندان و ایزدان می خواندند و روزهای شنبه و آدینه  در روزشمار هفتگی خود نداشتند. از سوی دیگر نیز گفته می شود اعراب بر اساس باوری قدیمی روز چهارشنبه را روزی شوم و نحس می دانستند. این است که ایرانیان آئین آتش افروزی پایان سال خود را به چهارشنبه انداختند تا با پیش آمد سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه برکنار مانند.

آخرین روز سال، یعنی آخرین روز پنجه یا اندرگاه، شب و روز هَمَسپَتمَدِم یا آفرینش انسان بود که با شادمانی و افروختن آتش فراوان و مراسم برگزار می شد.

بخش دوم اصطلاح چهارشنبه سوری را نیز می توان این گونه تشریح و تفسیر نمود که: واژۀ سوری واژه ای فارسی است که پهلوی آن سویک و صفت است. سور به معنی سرخ و ” ایک”پسوند صفت ساز می باشد، چنان که گل سوری به معنی گل سرخ است و به این جشن از آن جهت سوری گویند که عنصر اصلی آن افروختن آتش سرخ است. اگر درست توجه شود مراسم و تشریفات گوناگونی از قبیل ایام فَروَدیگان و ده روز آخر سال و پنجه وه و آتش افروزی و استقبال نوروز و رسم چهارشنبه سوری به هم آمیحته است که پایه و اساس آنها، همان نکو داشتن فروهر پاکان  و به پیشواز نوروز  رفتن بوده است.

4شنبه سوری3

منبع: دانشنامه مزدیسنا نوشتۀ دکتر جهانگیر اوشیدری

مطالب مرتبط

3 Replies to “چهارشنبه سوری”

  1.  

    براساس سروده هاى حکیم فرزانه فردوسى، سیاوش فرزند کاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد.
    کیکاووس زنی دیگر که جوان و بسیار زیبا روی بوده برمی گزیند. سودابه عاشق سیاوش می شود و نیرنگها میکند.
    کاووس شاه بر هردو بدگمان می گردد برای بی گناهی آنها عبور از آتش را چاره کار می داند سودابه با نیرنگ از این کار سر باز میزند و سیاوش به پدر می گوید که پاک دامن است و از راهرو آتش عبور خواهد کرد و اگر گنه کار باشد خواهد سوخت.
    کوهی از آتش در بیرون شهر برمی فروزند و مردمان نگران و گریان نظاره میکنند
    سیاوش به تندرستى و چاپکى و چالاکى به همراه اسب سیاهش از آتش عبور کرده و تندرست بیرون می آید.
    عبور از آتش سیاوش در بهرام شید (سه شنبه) آخر سال روى داده بود.
    کاووس شادمان بفرمود، از چهارشنبه تا ناهید شید (آدینه) در سراسر ایران زمین سه روز و سه شب جشن، شادمانی و سورچرانی برگزار شود
    ز آن پس به یاد عبور سرفرازانه سیاوش از آتش و پاکی او، همواره ایرانیان واپسین شبانه بهرام شید (سه شنبه شب) را با پریدن از روى آتش جشن مى گیرند.

  2.  

    ﺑﻬﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮﺭﯼ
    ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺯﺍﻧﺶ
    ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻧﮕﻬﺎﯼ ﺁﺗﺸﯿﻨﺶ
    ﻭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ
    ﺑﺎ ﮔﺮﻣﺎ ﯼ ﺩﻟﻨﺸﯿﻦ ﺍﺟﺎﻕ ﻫﺎ
    ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.