نیشابور، روزگاری یکی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان بود و رقیبی برای شهرهای بغداد و قاهره در قلمروی دنیای اسلام محسوب می‌شد. ولی با این وجود نیشابور  به اندازه آن دو شهر مشهور نیست .چراکه بار ها به طور کامل ویران شده است. خرابه‌های شهرهای گذشته‌ی نیشابور، دقیقا در شرق شهر کنونی نیشابور، در شمال شرقی ایران قرار دارند. این خرابه‌ها کاملا مدفون شده‌اند،اما از طریق بررسی تپه‌ها و چاله‌های مزارع که به وسیله‌ی حفاری‌های غیرقانونی ربایندگان اشیای باستانی ایجاد شده و پر از سفال‌ها و آجرپاره‌هاست ، می‌توانند شناسایی‌ شوند.

توصیف مختصر این خرابه‌ها نیز توسط  دو باستان شناس ، جکسون و اسکیز ، در سالهای آغازین قرن بیستم ، چیزی بیش از شناسایی خرابه‌های د‍ژ شهر و منطقه‌ی اصلی بازار آن نبود. هیات باستان‌شناسی که توسط موزه هنر متروپلیتن در اواخر دهه‌ی۱۹۳۰ میلادی (۱۳۴۹ ه.ق) با نظارت چارلز ویلکینسون اعزام شد،نیز نتوانست بررسی جامعی را از خرابه‌های تمام منطقه،به انجام رساند.

 اطلاعات سرگذشت‌نامه‌ای تاریخ نیشابور که توسط ریچارد نلسون فرای ایران شناس فقید،ویرایش شده است، منبع کاملی برای اطلاعات مردم‌شناسی محسوب می‌شود.این مجموعه بیشترین کاربرد را در ارجاعات مربوط به گورستان‌هایی که افراد در آن‌ها مدفون شده‌اند،دارد.

علی‌رغم اهمیت فرهنگی- سیاسی عظیم نیشابور در دوره‌ی شکوفایی تاریخ اسلام، جغرافیای طبیعی شهر، تقریباً به صورت کامل ناشناخته مانده است.

 ابرشهر، نام قدیمی‌تر نیشابور بوده که به شکل‌های «اَپَرشهر»، «آپَرشهر»، «بَرشَهر» و «اَبْرشهر» نیز آمده است.
ابرشهر، گاه به یکی از استان‌های خراسان و گاه به ناحیه و کوره‌ی نیشابور  اطلاق شده است.برخی نیز آن را بر شهر نیشابور یا مرکز ناحیه‌ی آن، منطبق دانسته‌اند. «دینوری» علاوه بر این از ابرشهر دیگری در فارس یاد کرده است .مانعی نیست که این نام در یک زمان به معنی خود شهر و ناحیه‌ی نیشابور به کار رفته باشد، چنان که نام «نیشابور» در طی دوران اسلامی، چنین دامنه‌ی اطلاقی داشته است.
حضور و فعالیت عشایر «اپرنی» از اقوام داهه (بنیان‌گذاران حکومت اشکانی)در این ناحیه،باعث شده تا ابرشهر،مأخوذ از نام ایشان و در اصل «اپرنک شهر» دانسته شود.در بندهش نیز آمده است که «ابرشهر را چنین گوید که ابرنک شهر است».
نظریه‌ی دیگر درباره‌ی نام ابرشهر، با در نظر گرفتن «اَبَر» به معنی بالا، بالای و بَر به دست می‌آید. در این معنی، ابرشهر، «شهر بالا» معنی می‌شود مانند ابرده به معنی «ده بالا».«اصطلاح اپر/ابرشهر، شاید از نامی کهن، ریشه گرفته باشد که به مفهوم شهر بالای هخامنشیان، یا شهربانی بالای سلوکیان است».
اشاره‌ی بندهش به ابرنک شهر و نیز اهمیت و موقعیت منطقه‌ی ابرشهر در سرزمین پارت،که در دوران اشکانی پررونق بود، بر این نظر که اپرنک شهر، صورت فعلی ابرشهر است می‌افزاید و از طرف دیگر، عنوان «شهر بالا» برای ابرشهر در برابر قومس یا هر جای دیگر به مثابه‌ی سرزمین پایین، در نظریه‌ی دوم، چندان قابل قبول نبوده و تقارن و مناسبتی را نشان نمی‌دهد.

Old Nishaboor

ابن ابی الطیب (متولد ۴۵۸ هجری) نیز در شعری «ابرشهر» را قطب شهرها توصیف می‌کند:

 دعیــــــت ابرشهر البلاد لانهـــــــــا
قطب و سائرها رسوم السور

نام اپرشهر به عنوان محل ضرابخانه، حک شده بر روی سکه‌ ی فرهاد دوم اشکانی (حکومت ۱۲۸-۱۳۸ ق.م.) از قدیمی‌ترین مدارک مربوط به آن است .
ابرشهر، در طی دوران اشکانی، رونقی فراوان یافت، چنان که در پایان عهد اشکانیان و آغاز روزگار ساسانیان، منطقه‌ای شناخته شده بود . طبری، ابرشهر را در کنار مرو، بلخ، گرگان، سیستان و خوارزم، جزو متصرفات اردشیر بابکان (بنیان‌گذار سلسله‌ی ساسانیان) آورده  و در کتیبه‌ی شاپور در کعبه‌ ی زرتشت، نام ابرشهر، نیز در حدود مرزهای ایرانشهر و از باج‌گذاران ساسانی ذکر شده است.ابرشهر در این زمان یکی از استان‌های وسیع مملکت محسوب می‌شده است و نام آن، از این زمان به بعد بر روی سکه‌های «پیروز»، «قباد»، «بهرام چوبین» و «خسرو اول» نقش بست و در کتب مختلف، همچون جغرافیای موسی خورنی (سده‌ی پنجم میلادی) و تاریخ سبئوس ارمنی (سده‌ی هفتم میلادی) وارد شد.

Coin_of_Phraates_II_of_Parthia.jpg2

در سده‌های نخستین اسلامی، ابرشهر در کنار نیشابور به عنوان نام حضور دارد، تا این که به تدریج از سده‌های چهارم و پنجم هجری، نیشابور یکسر به جای ابرشهر می‌نشیند و در منابع این دوران به بعد، جز بندرت، نام ابرشهر، برای این ناحیه و شهر به کار نمی‌رود. اطلاق نام «ایرانشهر» به این منطقه که در برخی متون مانند احسن التقاسیم آمده نیز، تصحیف نام ابرشهر و اطلاقی به خطا دانسته شده است.
نیشابور، که به صورت‌های «نیشاپور»، «نشابور» و «نیشابور» نیز آمده، به عنوان نام بعد از ابرشهر و در روزگار ساسانیان پیدا شد و از آن زمان به بعد به یکی از شهرهای مهم خراسان اطلاق یافت.
این نام، صورت تغییر یافته‌ی یک واژه‌ی مرکب به زبان پهلوی ساسانی است: قسمت اول نام یعنی «نی» را برخی در اصل «نِه»  (ریشه‌ی فعل نهادن؛ به معنی جای و شهر) و برخی «نیْوْ»  (صفت؛ به معنی دلیر، مردانه، بهادر، زیبا و خوب)  و بعضی نیز «نیک»  (صفت؛ به معنی خوب، خوش، زیبا و شخص نیکوکار) دانسته‌اند. قسمت دوم نام یعنی «شابور» در اصل «شاه پوهر» (شاهپور، شاپور و معرب: سابور) به معنی شاه‌زاده و پسر شاه و در این‌جا اسم خاصی است که به سازنده‌ی شهر باز می‌گردد. و او در روایات مختلف، شاپور پسر نستوه (نواده‌ی گودرز و از اعیان و پهلوانان مملکت فریدون و منوچهر که در جنگ سوم نوذر با افراسیاب کشته شد)، یا شاپور اول  (حکومت ۲۴۱ تا ۲۷۲م.) و یا شاپور دوم ساسانی  (۳۰۹ تا ۳۷۹م) عنوان شده است.

آنچه که آشفتگی اقوال و دشواری رهیافت به نظر صحیح را دامن می‌زند، شباهت نام سه شهر ساسانی شاپور، نیشاپور و جندی شاپور با هم است که باعث اشتباه و درهم شدن روایات و تواریخ مربوط به ساخت، سرگذشت و ویژگی این شهرها شده است.در روایات متعدد، شهر و کاریزهای آن به «تهمورث دیوبند»، «ایرج» و «منوچهر» نسبت داده شده و تنها در مجمل‌ التواریخ و القصص از شاپور پسر نستوه، به عنوان سازنده‌ی شهر، نام برده شده، اما این انتساب که با تردید گزارش شده در منبع دیگری تایید نمی‌شود.
اکثر خبرها، از جمله متن پهلوی ساسانی “شهرستانهای ایران” که در زمره‌ی قدیمی‌ترین آن‌هاست، بنای شهر و نام آن را به شاپور اول منسوب می‌دارند. بنابراین روایات، شاپور اول پس از جدال با “پهلیزک تورانی” در این مکان شهری ساخت و آن را نه شاپور (شهر شاپور) یا نیو شاپور (شهر زیبای شاپور- شاپور خوب) نام نهاد .در فاصله‌ی بین فرمانروایی شاپور اول و شاپور دوم، شهر ویران می‌شود ولی شاپور دوم آن را تجدید بنا می‌کند. این دوباره‌سازی شهر به دست او باعث شده تا برخی نام شهر را برگرفته از نام شاپور دوم ساسانی بدانند .
با توجه به سکه‌های ساسانی ضرب شده در نیشابور (در برخی سکه‌ها: نیه)  و قراینی چون نحوه‌ی معرب کردن نام توسط اعراب (نیسابور) به نظر می‌رسد «نیو شاهپور» صورت اصلی نام نیشابور و تشکیل شده از صفت و اسم به جهت تقدیر از سازنده‌ی شهر باشد که از روزگار ساسانیان پدید آمد و در بعد از اسلام معرب شده، به صورت «نیشابور» درآمد.

اکنون شهر نیشابور با بناهای آرامگاه حکیم عمر خیام و کمال الملک در ذهن ها جای دارد.

khayyam

6 Replies to “نیوشاپور ، یادگار دلیری شاپور ساسانی”

  1.  

    سلام .مطلب قابل استفاده و مفید بود.ممنون.
    اما یه سوال:چرا اندازه فونت تیتر مطلب کوچکتر از متن اصلی است؟و اشکال تایپی در متن مثل عوان بجای عنوان.
    با احترام

    1.  

      سلام از توجه و همراهیتان سپاس گزاریم
      ما هر چه بررسی کردیم تفاوت اندازه فونت در نوشته نیافتیم و همینطور اشتباه در کلمه عنوان .
      امکان دارد در مرورگر سیستم شما اینگونه نمایش داده شده است و یا مشکل دیگری که بی اطلاعیم ولی به هر تقدیر لطفا چنانچه اشکال بر طرف نشد بازهم ما را مطلع فرمایید.کماکان همراهیتان را از سایت ساسانیان دریغ نفرمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.