نقوش برجستۀ دوران اشکانی اگرچه دارای ارزش تاریخی است، ولی از نظر هنری ارزش اندکی دارد. در مقابل، آثار نقش برجستۀ ساسانی علاوه بر اهمیت تاریخی، از جایگاه هنری شایانی نیز برخوردارند. به رغم آنکه بین احداث نقش برجسته های اشکانی در اواخر دوران فرمانروایی این سلسله و نقوش ساسانی در آغازین سال های حکمرانیش، فاصلۀ زمانی بسیار اندکی وجود دارد، ولی ارزش هنری این دو قابل قیاس نیست.

دکتر حسنی (2)

در اواخر حکومت قاجاریه نخستین بار فعالیت های باستان شناسی بطور حرفه ای، دقیق و اصولی در ایران آغاز شد.  کار مشترک «هرتسفلد» و «زاره» در سال ۱۹۰۱ میلادی دربارۀ نقوش برجسته جمع آوری و منتشر شد. روند بررسی و پژوهش دربارۀ نقش برجسته های ایران باستان و بویژه نقوش ساسانی طی بیش از یک سدۀ گذشته پیوسته در جریان بوده است. به تازگی کتاب ارزشمند« نقش برجسته های نو یافتۀ ساسانی »نوشتۀ آقای دکتر میرزا محمد حسنی توسط انتشارات ققنوس منتشر و روانۀ بازار شده است. در این کتاب هفده نقش برجستۀ مربوط به دوران ساسانی از جمله؛ «نقوش برجستۀ سراب قندیل کازرون»، «بهرام سوم در تنگ چوگان»، «گویوم در شیراز»، «سنگ نگارۀ نخستین شاهان ساسانی در تخت جمشید» و همچنین تعدادی نقش برجستۀ ساسانی که امروزه در کشورهای همجوار مثل ترکیه و یمن قرار گرفته اند مورد بررسی قرار گرفته است. می دانیم که موضوع بیشترین نقش برجسته های ساسانی به ترسیم صحنۀ دیهیم ستانی یا تاج گیری پادشاه از اهورامزدا یا دیگر ایزدان مورد پرستش یا احترام نظیر ناهید یا مهر اختصاص دارد. در این دست نقوش یا شاه ساسانی به شکل سواره مانند نقش رجب و یا به صورت ایستاده در فیروز آباد ترسیم شده است. گاهی نیز صحنه تاج ستانی با صحنۀ پیروزی بر دشمنان (همانند نقش برجستۀ شاپور یکم) تلفیق شده است. برخی از نقوش نیز ترسیم کنندۀ چیرگی بر دشمنان داخلی یا خارجی(رومیان) است. موضوع دیگر نقوش ساسانی مربوط به نبرد سواران و همینطور صحنۀ شکار پادشاهان ساسانی است.

دکتر حسنی (1)

دکتر حسنی بر این باور است که، اگر بخواهیم تاریخچۀ مطالعات نقش برجسته در ایران را مورد بررسی قرار دهیم، باید از متون تاریخی، سفرنامه ها و متون جغرافیایی آغاز  نمائیم. هرچند توصیفات آنها اندک است ولی همان نیز می تواند روشن کنندۀ بخشی از وقایع تاریخی باشد. بطور مثال استخری در گزارش خود در سفر به بیشابور از تنگۀ چوگان سخن می گوید ولی هیچگونه توصیف دقیقی ارائه نمی دهد. وی بدون توصیف و تشریح ویژگی های نقوش تنها به هشت نقش برجسته اشاره دارد. ولی می گوید مردم اره جان که آمده اند و در اینجا ساکن شده اند، وظیفۀ حفاظت از این نقوش را برعهده دارند و به مردمی که از این مسیر تردد می کنند، توضیحاتی می دهند که این نقوش متعلق به کدام پادشاهان است. به این ترتیب متوجه می شویم که در سدۀ چهارم هجری عده ای بوده اند که از این نقوش نگهداری می کردند و اطلاعات تاریخی داشته اند. ولی متاسفانه نویسنده اولویت های دیگری در گزارش خود داشته و به این موضوع مهم که مردم در آن روزگار چه تصوری از این نقوش داشته اند، اشاره نکرده است.

اکنون برای پژوهشگران تاریخ ایران باستان مهم است که بدانند مردمی که در آن زمان در آن ناحیه زندگی می کردند، نفوش برجستۀ ساسانی را به چه عنوانی می شناخته اند؛ به نام اردشیر بابکان، شاپور یکم، یا به نام هایی مثل سلیمان، دارای دارایان و نام های دیگری از این دست؟

در دوران قاجار و در سال ۱۳۰۴«فرصت الدوله شیرازی» که به گونه ای یک استثاء است، نقوش برجسته را بررسی و مطالعه نموده و عنوان داشته؛ این نقش مربوط به دارای دارایان است. درحالی که امروز ما می دانیم نقش برجسته مذکور متعلق به شاپور یکم ساسانی است. سپس در سال ۱۳۰۹ بعنی پنج سال بعد او در ضمیمه کتاب خود نوشته است که با یک سیاح انگلیسی صحبت کرده و وی معتقد بوده آن نقش برجسته متعلق به شاپور یکم ساسانی است و صحنۀ پیروزی او بر والرین، امپراتور روم را نشان می دهد.
در بخشی از کتاب « نقش برجسته های نو یافتۀ ساسانی »نوشتۀ دکتر میرزا محمد حسنی می توانیم تاریخچۀ مطالعات نقوش در ایران را بخوانیم.

گفتنی است که چندی پیش نشست دانشجویان و پژوهشگران تاریخ ایران باستان با حضور دکتر حسنی به کوشش موسسۀ ندای تاریخ برگزار شد و در آن ضمن معرفی کتاب « نقش برجسته های نویافتۀ ساسانی »  و آشنایی بیشتر با یافته های جدید درج شده در آن، گفتگوهای جالبی نیز صورت پذیرفت.

مطالب مرتبط

5 Replies to “نقش برجسته های نو یافتۀ ساسانی”

  1.  

    آیا این نقش برجسته ها همراه با کتیبه و نوشته بودند که از طریق اونها معنی و مفهوم تاریخی باستانی شون رو پیدا کرد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.