ایرانیان باستان به فره‌وشی (موجود ماورایی محافظ روح انسان) اعتقاد داشتند با این تعبیر که هر فرد ذی‌حیات دارای فره‌وشی خاصی است که عنصر ابدی وجود اوست و قبل از حیات هر فرد موجود بوده و بعد از وفات نیز وجود خواهد داشت. در آثار و حفریات و حجاری‌های ایران باستان اعتقاد به فره‌وشی با تصویر «روح بال‌دار» نشان داده شده که دارای هویتی اساطیری بوده‌است. در واقع، این اعتقاد ناشی از تصور حیات پس از مرگ است که در باور دینی ایرانیان نمود داشته‌است. از این قرار که انسان یا حیوانی که در حیات خود فره‌وشی قوی و جنگ جویی داشته باشد پس از مرگ، روح او به آسمان برده نخواهد شد بلکه به روح او بال عطا می‌شود تا بتواند به صورت فره‌وشی محافظ سرزمین و مردم خود در زمین به زندگی پس از مرگ ادامه دهد. در تصاویر باستانی ارواح بال دارِ انسان، شیر، بز، اسب، گاو و یا ترکیبی از حیوان با سر انسان ازجمله فره‌وشی‌های محافظ اند. گمان می‌رود بال بر بدن انسان یا حیوان، علامت ایزدی و نماد قدرت محافظت است. حیوانات اسطوره‌ای جنبۀ موجودات نگهبان را داشته‌اند و احتمالا نمادی از محافظت و پاسداری بوده‌اند.

سیمرغ در آثار ساسانی2

آثاری از نقش شیر بال دار در مناطق مختلف ایران مربوط به دوره فرمانروایی ساسانیان کشف شده است. ظروف فلزی مکشوفه از زمان ساسانی از جمله آثاری است که، تصاویر حیوانات بال دار از جمله شیر روی آن نقش بسته است. جام فلزی که نقش شیر بال دار روی آن به‌تصویر درآمده و نقش‌برجسته‌های تاق بستان که تصویری از شیر بال دار در آن مشاهده می شود، از این دست هستند. نمونه دیگر از نقش شیر بال دار را می‌توان روی تُنگ نقره‌ای دورۀ ساسانی مشاهده نمود؛ این اثر هم اکنون در موزه آرمیتاژ سن پترزبورگ نگه داری می‌شود. بر روی مُهرهای دورۀ ساسانی نیز می توان تصاویری از این حیوان را مشاهده نمود.

دیو بال دار برنزی با بدن شیر و سری درنده‌خو با دو شاخ بر روی سر و بال‌های افراشته که احتمالا حاکی از نماد عناصر شر است، در نواحی افغانستان کشف شده است. می‌دانیم که در اسطوره‌های اوستایی موجودی با همین مختصات و با نامِ اَژی‌دَهاکَ که یک مار بزرگ یا اژدهاست و به یک فرمانروای بد تازی از منطقۀ بابل تبدیل شد، وجود دارد. ریشه‌های پیدایش این اسطوره را می‌توان واکنشی در برابر استیلای اعراب بر ساسانیان و برپایی پایتخت عباسیان در بغداد دانست. ضمن آنکه نفوذ ادیان و گرایش‌های مذهبی گونه‌گون از بین‌النهرین و بابل به ایران که حیات دین زردشتی را تهدید می‌نمود نیز می‌تواند دلیل پیدایش چنین موجود اسطوره‌ای شری باشد.

سیمرغ در آثار ساسانی 3

در اواخر روزگار فرمانروایی ساسانیان نمونه‌هایی از حیوانات اساطیری به صورت تلفیقی روی قالب‌های گچی و ظروف نقره‌ای به دست آمده که در این آثار ترکیب حیوان افسانه‌ای شیر و یا سگ با بال و دم پرنده، به نام «سن‌مرو» آشکار است. یکی از موجودات اسطوره‌ای و خیالی ایرانیان باستان که به ویژه در دوران ساسانی اهمیت فراوان داشته «سن مرو» یا «سیمرغ» است که دارای طبایع مختلف شیر، سگ و پرنده بوده است. سر این جانور کمی شبیه گرگ و کمی مانند شیر یا پلنگ است، تنۀ آن، حیوان پستانداری را نمایش می‌دهد، پاها و بال‌ها به عقاب شبیه است. معنای سمبلیک سیمرغ به معنی آرزو، آتش، آزادی، اعتقاد، اقتدار، الوهیت و چیرگی است. این موجود افسانه‌ای در اوستا به‌شکل «saena» و در پهلوی به صورت «sen-murv» آمده است.

سیمرغ یکی از پرآوازه ترین مخلوقات اوستا است و به نظر چون عقاب بسیار بزرگی می آید و بر سر درختی که بذر تمامی گیاهان و داروهای گیاهی در آن نهاده شده، لانه دارد. در متون پهلوی، سنگینی وزن سیمرغ از یک سو و بال به هم زدن او از سوی دیگر، سبب شکسته شدن شاخ و برگ این درخت می شود و بدین ترتیب باد بذرهای آن درخت را در سراسر زمین پراکنده می کند. مکان زندگی سیمرغ در برخی متون ازجمله متون عربی، کوه قاف یا همان ستیغ ِالبرز دانسته شده که جنبۀ معنوی و مذهبی هم دارد. همچنین می‌توان سیمرغ را نماد خِرد و دانش نیز دانست. ضمن آنکه گونه ای کارکرد جادویی نیز برای سیمرغ در ادبیات ایران نظیر شاهنامه وجود دارد که، در مواقع حساس و لازم شخصیت های اسطوره ای را یاری می نماید. داستان گوشزد کردن نقطۀ ضعف افراسیاب در نبرد رستم با وی از آن جمله است.

سیمرغ در آثار ساسانی 1

گفته می‌شود سیمرغ تجسم ایزدبانو مهم ایران باستان، اَناهید یا آناهید است. این ایزدبانو حتی در دورۀ ساسانی نیز دارای احترام و جایگاه ویژه و مهمی در باورهای مردم و شاهان ساسانی بوده‌است. در تصاویر سیمرغ، نقش شاهین با بال‌های گشوده، نماد حمایت الهی است که با پروازش تمام موجودات زمینی را تحت نفوذ خود در می‌آورد. بنابراین تصویر این پرندۀ قوی نشانۀ اقتدار نیروهای ماورایی و کیهانی در کائنات بر امور دنیای خاکی است. از این منظر شاید بتوان ریشه‌های زروان باورانه نیز برای موجود افسانه‌ای سیمرغ متصور شد.

سیمرغ در آثار ساسانی 4

در دورۀ ساسانی نقوش سیمرغ نقش‌مایه‌ای محبوب است که اغلب بر روی پارچه‌های ابریشمی، ظروف نقره‌ای و گچبری‌ها نمایش داده شده‌است. به طور کلی هر چه از زمان باستان به اواخر دورۀ ساسانی نزدیک‌تر می‌شویم، تعداد آثار با نقش مایۀ جانوران ترکیبی کاسته می شود و بیشتر با اساطیر ایرانی پیوند می یابند. همچنین جنبه‌های ماورایی و آسمانی بودن آن نیز تقلیل می‌یابد. با این وجود می‌توان گفت، به‌طورکلی در هنر ساسانی سیمرغ پرنده ایست که دارای نماد قدرت‌های ماوراء الطبیعی است.

سیمرغ در آثار ساسانی 6

 

مطالب مرتبط

3 Replies to “مفهوم سیمرغ در آثار ساسانی”

  1.  

    موجود افسانه ای سیمرغ در دنیای باستان وجود حقیقی و یا نزدیک به واقعیت داشته و از این طریق به ادبیات شفاهی و قصه های ابرانی در قامت یک اسطوره وارد شده.
    شاید هم مثل دیگر اسطوره ها انعکاس نیازی بوده که در جامعه احساس میشده و به شکل داستان و روایت متجلی شده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.