گفته می‌شود «تیس» یا «تیز» یکی از بنادر مهم  و راهبردی ایران در دوران فرمانروایی هخامنشیان در دریای مکران بوده است. در آن دوران کالاهای بازرگانی از شرق آسیا و هندوستان به بندر تیس منتقل می‌شد و سپس به مناطق مختلف خاورمیانه، آسیای میانه و قفقاز ارسال می‌گردید. بنابراین می‌توان پنداشت بندر تیس سابقه‏اى چندین هزارساله دارد. وجود آثار تاریخی چون گورهای سنگی و قلعه‌هایی بنا شده در دوران صفوی حاکی از وجود تمدنی کهن در منطقه تیس است.

مرکز این ایالت بزرگ که مرز شرقی آن به ارتفاعات دره سند پاکستان می‌رسید، شهری بود به نام «فنزبور» یا «پنجبور» که اکنون در بلوچستان پاکستان و در مجاورت شهر سراوان ایران قرار دارد. یعقوبی جغرافی‌دان قرن سوم، این شهر را بزرگ‌ترین شهر مکران می‌شمارد. مهمترین بندر تجاری و بازرگانی ایالت مکران بندر «تیز» یا «تیس» بوده است. این شهر که بندری بین قاره‌ای محسوب می‌شد، در آفریقا با مصر و حبشه و زنگبار؛ در آسیای مرکزی با هند و سند (پاکستان) و در خاورمیانه با کشورهای عربی مانند عمان و بحرین مناسبات تجاری داشت.
این بندر امروزه اعتبار گذشته خود را از دست داده و به صورت روستایی ساحلی در ۹ کیلومتری شمال بندر چابهار در کرانه شرقی خلیج چابهار بر سر راه چابهار نیک‌شهر و بندر کنارک جای دارد.
مقدسی، جغرافی‌دان قرن چهارم، بندر تیز را بارانداز معروف، پر از نخلستان، دارای چندین کاروان‌سرا، مسجدی زیبا و مردمی میانه حال معرفی می‌کند. او همچنین شهرهای بمپور و فهرج (ایرانشهر کنونی) را از دیگر شهرهای مکران برمی‌شمرد و زبان مردم مکران را بلوچی می‌داند.
اصطخری، که او نیز از جغرافی‌نگاران همان عصر است، مکران را ناحیه‌ای وسیع و پهناور توصیف می‌کند و می‌گوید بیشتر آن را بیابان و کویر پوشانده است. او زبان مردم مکران را فارسی و مکری می‌داند. یکی دیگر از جغرافی‌دانان قرن هفتم به نام یاقوت حموی، می‌گوید مکران سرزمین پهناوری است که روستاها و شهرهای زیادی دارد و مرکز عمده تولید و صادرات شکر است. او درباره حدود مکران می‌گوید: مکران از غرب به کرمان، از شمال به سیستان، از جنوب به دریا و از شرق با هندوستان (پاکستان) همسایه است. هم اکنون مکران از شمال محدود است به سراوان و بمپور، از جنوب به دریای عمان، از مشرق به کلات پاکستان و از مغرب به بشاگرد.

منطقۀ تیس در سده‌های نخستین اسلامی نیز بندری مهم بود. مقدسی مورخ سده چهارم هجری قمری دربارۀ رونق داشتن این بندر  نوشته است.
اما امروزه، تیس روستایی باستانی از توابع شهرستان چابهار استان سیستان و بلوچستان ایران است که در منطقه کوهپایه‌ای در ۵ کیلومتری شمال غربی منطقۀ آزاد چابهار قرار گرفته است.

باور اهالی محلی دربارۀ گورهای سنگی باقی‌مانده از دوران باستان در این منطقه این است که، اینجا گورستان جن‌هاست و اهالی به آن «جن سنط» می‌گویند: «این گورها متعلق به جن هاست. آنها مردگان خود را در حصار این سنگ ها دفن کرده اند، شب که می رسد، جن‌ها بر سر گور از دست رفتگان خود حاضر می شوند و به مویه و مرثیه سرایی مشغول می شوند. هر کس که شبانگاه گذرش بر این گورستان بیفتد، مورد نفرین جن‌ها قرار می گیرد و با عذابی سخت بعد از چند روز می میرد».

تیس 2

شاید ذهن پرسشگر با این معما روبرو شود که چرا گورهای موجود در دل سنگ حفر شده‌اند و چگونه در زمان‌های دور و بدون دسترسی به ابزارهای مناسب و مؤثر چنین گورهایی در دل سنگ‌های سخت حفر شده است؟ چرا ساکنان باستانی این منطقه مردگان خود را در زمین‌هایی با خاک نرم دفن نمی‌کردند؟

وجود ابهام در پاسخ به این دست پرسش‌ها سبب شد تا اهالی منطقه از زمان‌های دور تصور نمایند که این گورستان محل خاک سپاری جنیان بوده است. چراکه آدمیان توان حفر گور در دل سنگ‌هایی چنین سخت و محکم را نداشته‌اند. پیدایش و گسترش نام این گورستان به‌عنوان «قبرستان جن‌ها» هم برهمین اساس بوده است. امروزه می‌توان دریافت که باورهای دینی ایرانیان باستان دربارۀ اهمیت پاک نگاه داشتن عناصر اصلی طبیعت شامل: آب، خاک، باد و آتش از هرگونه آلودگی سبب بروز چنین رفتاری بوده است. ایشان معتقد بودند که کالبد خاکی انسان (جسد) شامل مجموعه‌ای از  آلودگی‌هاست و خاک سپاری آن موجب آلوده نمودن خاک خواهد شد. بنابراین اجساد مردگان درون گورهای سنگی و یا سفالی نگه داری می‌شد. به‌نظر می‌رسد گور دخمه‌ها و تابوت‌های سنگی یا سفالی تنها منحصر به مردگان خانواده‌های شاهی و برجستۀ اجتماعی بوده‌است و مردم عادی از شیوه‌های دیگری استفاده می‌نمودند.

شیوۀ تدفین در دوران ساسانیان مبتنی بر اعتقادات دینی زردشتی برای مردم عادی در استودان‌ها یا برج‌های خاموشی معنی یافت. البته یادآور می‌شود قوانین تدفین زردشتیان در دوران فرمانروایی ساسانیان در تمامی نواحی گستردۀ قلمرو ساسانی نفوذ یکسان و کاملی نداشت. چراکه در برخی مناطق حتی در دوران میانی و پایانی ساسانیان شاهد تدفین به شیوۀ جنینی نیز هستیم که از نظر شریعت دینی زردشتی مردود بود. شاید اکنون بتوان پاسخ این پرسش را در ذهن به‌سادگی دریافت که:  قبرستان جن‌ها یا گورهای سنگی تیس؟
برای آشنایی بیشتر با برج‌های خاموشان و کاربرد استودان‌ها به مطلبی با عنوان:   http://sassanids.com/towers-of-silence/  در وب‌سایت ساسانیان مراجعه بفرمایید.

برج خاموشان یزد3

4 Replies to “قبرستان جن‌ها یا گورهای سنگی تیس؟”

  1.  

    دریای مُکران (دریای عمان) دریایی در جنوب شرقی ایران است که در حقیقت ادامه اقیانوس هند است . از شمال به سواحل ایران و از جنوب به دریای عربستان و کشور عمان محدود است ، و مدار رأس السرطان از جنوب آن می گذرد. عرض آن از دماغه حد ، در شمال شرقی کشور عمان ، تا بندر گَواتِر، در منتهی الیه جنوب شرقی ایران (در مرز ایران و پاکستان )، حدود ۳۲۰ کیلومتر و طول آن حدود ۵۶۰ کیلومتر است . در شمال غربی از طریقِ تنگه هرمز، در شمال شبه جزیره مُسَندَم، به خلیج فارس می پیوندد. بندرهای آن در جنوب (در سواحل کشور عمان ) صُور، مسقط ، مَطرَح ، خابورَه و صُحار است .
    جزایر قشم و هرمز در جانب شمال غربی آن ، در مدخل خلیج فارس ، و بندرعباس در ساحل ایران در چهارده کیلومتری شمال غربی جزیره هرمز قرار دارد. از قدیم در ساحل جنوبی آن ، کشور مَزْون (نام فارسی عمان ) قرار داشت که مرکز آن صحار بود و ظاهراً نخستین ساکنان آن از اقوام غیر عرب ایرانی بودند. مزون یا همان عمان کنونی که مدتی مسیحیت در آن رایج بود و اسقف نشین داشت ، چندی تابع ایران بود و مردم آن مذهب زرتشتی داشتند، و هنگام حمله اعراب دولتی مستقل داشت.

  2.  

    مَکران یا مُکران نام ایالتی بزرگ در سواحل جنوب شرقی ایران بود که اکنون بلوچستان ایران قسمتی از آن را شامل می‌شود

  3.  

    درود.تاریخ پیچیده در همین راز و رمزهاست و خرافات بخشی جدایی ناپذیر از زندگی آدمها در همه ی اقوام و ادیانه.سپاس از ساسانیان.برقرار و بر دوام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.