صابئین مندایی و جایگاه نوروز در باور دینی‌شان

صابئین مندایی
 

 مهرداد عربستانی نویسندۀ کتابی با عنوان تعمیدیان غریب است که به بررسی زندگی صابئین مندایی در ایران اختصاص دارد. مندائیان از قدیمی‌ترین گروه‌های ساکن در ایران محسوب می‌شوند که به گروه‌های پیش‌عیلامی و پیشامسیحی تعلق دارند. مندایی‌ها  عمدتا در بین‌النهرین در کناره‌های دجله و فرات و همین‌طور در خوزستان ایران و اطراف رود کارون زندگی کرده اند. در انتخاب محل زندگی این افراد، وجود آب جاری از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که آب جاری برای مناسکشان ضروری است و آن را تنها عنصر پاک‌کننده می‌دانند. مندایی‌ها یک سنت گِنوستیکی و شاید تنها سنت گنوستیکی زنده جهان هستند که چنین شاکله منسجم و کاملی را دارند. این تمایز یا تقابل نور و تاریکی یا پاکی و ناپاکی، دنیوی و  روحانی مبنای جهان‌بینی دینی آن‌هاست. هم چنین مندایی‌ها، متونی به زبان مندایی دارند که یکی از شاخه‌های زبان آرامی و  زبان دینی آن‌هاست. از جمله متون مهم این فرقه مذهبی، گِنزا ربّا است که منسوب به آدم ابوالبشر است و کتاب دیگری به نام دروس یحیی دارند که منسوب به یحیی بن عمران (حضرت یحیی در سنت یهودی، مسیحی و اسلامی) است که معتقدند آخرین نبی‌شان است. برخی کتاب‌های دیگر درخصوص آداب و نیز تاریخ اسطوره‌ای نیز به این زبان وجود دارند. در مورد زبان مندایی، اگر از شاخه اصلی زبان‌های آفریقایی- آسیایی پیش بیاییم به زبان سامی می‌رسیم و این زبان‌ها نیز به زبان سامی مرکزی و نیز زبان آرامی تقسیم می‌شوند که مندایی، یکی از زبان‌های شاخه آرامی شرقی است. زبان دیگری از این شاخه آرامی که امروزه در ایران تکلم می‌شود زبان آسوری‌هاست که به آرامی جدید معروف است. به لحاظ تاریخی، بین دانشمندان دین‌شناس، توافق قطعی در خصوص منشا این قوم وجود ندارد ولی طبق متون خودشان، از ناحیه‌ای اطراف بیت المقدس در بیش از ۲۰۰۰ سال پیش در زمان پارتی‌ها به بین‌النهرین آمده و سپس پخش می‌شوند و گروهی هم به خوزستان می‌آیند. البته آن زمان، کل این منطقه در قلمرو امپراتوری اشکانی قرار داشته است.

گفتار زیر سخنرانی وی در بیست و یکمین نشست انسان شناسی و فرهنگ است که در وب سایت آن مرکز منتشر شده است. با سپاس از مسئولان  وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ شما را به خواندن این مطلب دعوت می کنیم.

در دین مندایی، مناسک بسیار محوری هستند و باید مطابق با متون و با راهنمایی روحانی مندایی برگزار شوند. می‌توان گفت یک دین بسیار منسکی است و مناسک‌گرایی در آن قوی است. کیهان‌شناسی مندایی‌ها ارتباط قوی‌ و معناداری با مناسکشان دارد. از نظر آن‌ها دنیا از سه طبقه تشکیل شده است: دنیای زیر که «سنیاویس» نامیده می‌شود و جایگاه تاریکی و محل موجودات غیرجسمانی شرور است، مانند شیاطین.

دومین طبقه، نامش «مطراثاها» است که انسان در این جاست، مرز روشنی و تاریکی.

پس از این طبقه، طبقه بالا یا «آلمادِنهورا» قرار دارد که جایگاه خدای مندایی و لشگرش شامل فرشتگان که نورانی هستند قرار دارد. این فرشتگان، هر کدام موکل امری بر روی زمین هستند، امور حیوانات، درختان و… بنابراین یک کیهان‌شناسی شمال- جنوب وجود دارد و قبله مندایی‌ها رو به شمال و به سمت ستاره شمال است و معتقدند آنجا دروازه عالم نور است و وقتی انسان مرد و روحش صعود کرد به آن سمت حرکت می‌کند. این کیهان‌شناسی، تناظر با عالم پاکی و ناپاکی نیز دارد. هر چه در زمین بوده و به امر جسمانیت مربوط باشد ناپاک است و هر چه از زمین فاصله بگیریم و به سمت بالا و نور حرکت کنیم پاکی در پیش است.

مناسک طهارت در بین مندایی‌ها، بسیار مهم است و درواقع شستشوهای آیینی، نوعی نمادین کردن ضرورت تاریکی و جسمانیت است. اگر کسی آلوده به چیزی جسمانی شود یا در موقعیت‌های آلوده‌کننده قرار گیرد، مناسک طهارت مندایی تلاش می‌کند او را به موقعیت پاکی بازگردانده و یا پاکی او را ارتقاء دهد، مثلا به منظور آمادگی برای خواندن نماز. مهمترین مناسک طهارت مندایی، تعمید است که خودشان به آن «مَصوِتا» می‌گویند. آنها هر یکشنبه برای انجام تعمید می‌روند و هر مندایی حداقل یک بار در طول عمر خود باید تعمید داده شود. البته برخی مناسبات هم هست که تعمید را واجب می‌کند مثلا پیش از ازدواج و به منظور ارتقاء موقعیت پاکی. گاهی حتی لازم است ظروف، تعمید داده شوند.

در مورد غذا هم یکسری تابوهای غذایی وجود دارد که با کیهان‌شناسی این قوم در ارتباط تنگاتنگی است. غذاهایی که آنها مجاز به خوردنش هستند ماهی‌ها و پرندگان است و از حیوانات چهارپا نیز فقط گوسفند نر.

ماهی در آب است که خودش نماد پاکی است و پرندگان هم  چون با زمین تماس نداشته یا تماس کمی دارند. بنابراین قابل مصرف هستند ولی تمام حیواناتی که روی زمین راه می‌روند، حیواناتی که شکاری هستند و حیواناتی که لاشخور هستند را نمی‌توانند بخورند چون این‌ها اصل حیات را نادیده می‌گیرند. هر آن چه که اصل حیات را نقض کند یا در طبقه‌بندی کیهان‌شناختی به زمین نزدیک‌تر باشد قابل خوردن نیست. حتی در مورد گوشت گوسفند، تنها به خوردن نوع نر که امکان زایندگی ندارد ، مجاز هستند. مناسک ذبح هم به شیوه‌ایست که حیوان با زمین تماس پیدا نکند و برای همین، آن را روی هوا ذبح می‌کنند. مراسم دیگری مانند سفره برای مردگان هست که تمام خوراکی‌هایش باید بعدا شستشوی آیینی شوند که قابل خوردن باشند. بنابراین این درگیری با پاکی به طور آیینی خیلی در آیین مندایی اهمیت می‌یابد.

صابئین مندایی1

مراسم تحویل سال مندایی در ماه «دولا» یا همان برج «دلو» مندایی برگزار می‌شود که معادل ۳۱ تیر یا اول مرداد ماه ماست. برخی مواقع برای این مراسم تحویل سال که وسط تابستان برگزار می‌شود عنوان «نوروز بزرگ» را به کار می‌برند. این آیین، به منظور یادآوری خلقت است و پنداشته می شود در آن روز تمام آن ملائکه نورانی که متولی امور زمینی هستند از زمین خارج شده و به عالم نور و پیش ملک بزرگ خالق می‌روند. فرض بر اینست که در این دوران، زمین کاملا بدون نگهبان است و کل جهان اصطلاحا در «صُرثا» قرار می‌گیرد.  برخی موقعیت‌ها هستند که در نظر مندایی‌ها طهارت را ضروری می‌سازند. مثلا مادر و بچه تازه متولد شده‌اش تا قبل از ۳۰ روز در محدوده هستند و گفته می‌شود که صرفا برایشان ایجاد شده و موقعیت نازلی دارند. بنابراین اگر کسی دست به آن‌ها بزند باید شستشوی آیینی انجام دهد. یک هفته بعد از مراسم ازدواج نیز این حالت صرثا ایجاد می‌شود و همین حالت وجود دارد. در یک هفته اول پس از ازدواج، زن و شوهر حتی اگر مواد رسانا را لمس کنند آن مواد باید تطهیر شوند و اگر قابل طهارت نشود دور انداخته می‌شود. بدین ترتیب معتقدند که در یک دوره کوتاهی تمام دنیا بی‌حفاظ است و ممکن است هر اتفاقی برای آن بیفتد. حتی آب جاری که پاک‌کننده است در این دوران می‌تواند آلوده شود چرا که ملک‌های نگهبان آن حضور ندارند. پس چه باید کرد؟ در این جا مراسمی برگزار می‌شود که در گویش اهوازی «کِنشوزهلی» kenshizehli نام دارد. یک روز قبل از عید تا ۳۶ ساعت بعد از آن، در اطاقی می‌مانند و خودشان را از هر تماسی دور می‌کنند. البته قبلش باید خودشان را آماده کنند.

اینجا ما یک مناسک گذر را باز می‌بینیم که هر سه مرحله جدایی، میانی یا آستانه‌ای و الحاق را دارد و در آن، فرد از یک موقعیت اجتماعی یا کیهانی، وارد موقعیت اجتماعی یا کیهانی جدیدی می‌شود. یک آیین گذار، این سه مرحله را دارد که در مرحله میانی، روابط معکوس شده و همه چیز به هم ریخته است مثل رسم کوسه یا میر نوروزی که یک فرد نادان یا بدکار را رئیس می‌کنند. آخرین مرحله نیز مرحله الحاق است که وارد دنیای جدید می‌شوند و این تحویل رخ می‌دهد. در مورد مندایی‌ها این تحویل خیلی با احتیاط و ترس طی می‌شود. هنگام تحویل سال آن‌ها به اطاق داخلی می‌روند و آن، جایی است که آب و حیوانات ذبح‌شده مورد نیاز و… را برای این مدتشان فراهم می‌کنند و اگر حیوان زنده‌ای در خانه دارند آن را به همسایگان غیرمندایی‌شان می‌سپرند چون در این مدت هیچ رسیدگی‌ای نمی‌توانند به آن‌ها بکنند. داخل خانه می‌مانند و در را می‌بندند و اگر لازم شد که بیرون بیایند با نهایت احتیاط است. دستکش پارچه‌ای دست می‌کنند و صندل چوبی می‌پوشند که رسانا نیست و با زمین تماس ندارد. چند دقیقه مانده به غروب آفتاب، مراسم طهارت را انجام می‌دهند و وارد اطاق می‌شوند تا ۳۶ ساعت. در این مدت حتی نمی‌خوابند چون ممکن است آسیب ببیینند. بنابراین سر خودشان را با خواندن کتاب مذهبی، فال گرفتن و… گرم می‌کنند. حتی اگر کسی بمیرد کاری با او ندارند و می‌گذارند گوشه خانه بماند چون نمی‌توانند کاری بکنند و مراسم تدفین جنازه، آداب پیچیده خاص خودش را دارد که در آن زمان نمی‌شود.

در مقام مقایسه مراسم تحویل سال مندایی را با نوروز باید گفت؛ براساس اسطوره های ایران باستان، آستانه نوروز دوازده روز به درازا می‌کشد و معمولا نظم اجتماعی آنجا متوقف شده است، یعنی کار نمی‌کنیم، تفریح می‌کنیم و… روز سیزدهم دیگر مراسم الحاق بوده است. درست است که مراسم نوروز با این مراسم، تفاوت‌های زیادی دارند ولی نظم ساختاری‌ای هم بینشان هست که قابل توجه است و یکی از آن همین متوقف شدن نظم اجتماعی روزمره که در هر دو هست، یک دنیای هیولایی و پر از بالقوگی که هر چیزی می‌تواند در آن رخ دهد. حال این تفاوت که تحویل سال برای یکی همراه با ترس است و برای دیگری با شادی، علتش چیست؟ فکر می‌کنم اینجا می‌شود به آن تئوری‌هایی برگشت که مناسکی هستند. هدف نوروز یک هدف دور هم جمع شدن و تحویل سال همراه با شادی و طبیعت است. برخی مناسک گذر دیگر مانند کارناوال‌ها با شادی و به هم ریختگی طبقات اجتماعی همراه است. افراد خودشان را گریم می‌کنند و لباس‌های متفاوتی می‌پوشند و در انظار حاضر می‌شوند و این فرصت هست که افراد از ساختار خارج شوند و بعد به آن برگردند. برخی انسان‌شناسان معتقدند این فرآیند به حفظ نظم اجتماعی کمک می‌کند.

3 دیدگاه در “صابئین مندایی و جایگاه نوروز در باور دینی‌شان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.