تاکنون تصور غالب بر این بود که ایرانیان باستان علاقه چندانی به کتابت نداشته اند و به جز در موارد ضروری و به اجبار و الزام دست به کار نوشتن رخدادهای تاریخی و یا وقایع مهم نمی زدند. از این روی شاید بتوان اهمیت و جایگاه تاریخ شفاهی در فرهنگ و ادبیات ایران زمین را تفسیر و توصیف نمود. ولی برخی از پژوهشگران خلاف این نظر، معتقدند فن کتابت و توجه به آن از دیرباز در ایران وجود داشته ولی به دلیل بلایای مختلف ناشی از جنگ ها و استیلای بیگانگان بر کشور دستخوش نابودی شده است. اشاره ایشان به گزارشهایی است که نشان می دهد در دوران هخامنشی رخدادهای تاریخی به نحو بسیار دقیقی در تالیفاتی که به صورت کتاب بر صفحات پوستی و چرمی انجام می دادند ثبت و ضبط می شده است.سنگ نبشته های داریوش  و شاهان هخامنشی پس از او خلاصه فشرده ای از چنین تالیفات است و نشان می دهد که تاریخ نویسی در زمان هخامنشی به شیوه ای نزدیک به شیوه کنونی یعنی گزارش نویسی مستند انجام می شده است.
طومار بحرالمیت نیز اشاراتی به این شیوه تاریخ نویسی در ایران هخامنشی دارد. در تورات نیز از”تواریخ ایام” به معنی گزارشهای مفصل رخدادها سخن رفته که ایرانیان در آرشیو بزرگ سلطنتی حفظ می کرده اند و همچنین به یک آرشیو تواریخ ایام درکاخ سلطنتی همدان اشاره شده است. لازم به ذکر است که امروزه پژوهشگران براین باورند، توصیفات عهد قدیم از شاهنشاهان هخامنشی به دلیل حمایت هایی که از ایشان شده بود، قرین زیاده گویی و تملق بوده تاحدودی جانبدارانه و به دور از واقعیت بوده است. لذا استناد به آن نیازمند تطابق با دیگر اسناد تاریخی است.
گزارشی دیگر مربوط به دوران خلافت عباسیان است که در آن خبر کشف یک گنجینه مکتوب باستانی در شهر مرکزی اسپهان توسط کسانی است که در جستجوی گنج بوده اند. در این گزارش می خوانیم که در شهر “گی” اسپهان در زیر خرابه های تپه بزرگی که”سارویه” نام دارد، سردابی پدید آمده بود و در آنجا کتابهایی یافت شده بود که کاغذش از جنس لیف درخت خدنگ بوده است. کتابها مذکور به خطی نوشته شده بود که کسی نتوانسته بخواند. ابن ندیم که این گزارش را آورده است می افزاید که ابو معشربلخی (متوفی۲۶۸خورشیدی) ریاضیدان نامدار ایرانی که در بیت الحکمه بغداد مشغول تدریس بود، نوشته است که سارویه ازساخته های تهمورث بوده و علوم اولیه ایرانیان باستان درآن نگهداری می شده است. گویا این کتابهای پوسیده را در صندوقهایی به بغداد برده اند وچون که کسی نتوانسته آنهارا بخواند به آنها بی توجهی شده است.
در مجموع می توان گفت؛ سنّت تاریخ نگاری در ایرانِ پیش از اسلام به سبب فقدان آثار مکتوب از دوره قدیم و میانه ایران بدرستی مشخص نیست ، ازینرو نمی توان از تاریخ نگاری مستقلی دست کم تا زمان ساسانیان یاد کرد. افزون بر این ، ایرانیان بیشتر متمایل به حفظ سنن شفاهی بوده اند تا مکتوب کردن حقایق تاریخی. با اینهمه ، بر اساس بندهایی از تورات  و گزارش مورخان یونانی و کتیبه های بابلی و آشوری ، آثاری با محتوای تاریخی در ایران باستان وجود داشته است
از زمان هخامنشیان (۵۵۹ـ۳۳۰ ق م ) کتیبه هایی با محتوای تاریخی ، مانند کتیبه سه زبانه داریوش اول ( ۵۲۲ ـ ۴۸۶ ق م ) در بیستون ، به دست آمده است. افزون بر آن ، ظاهراً محلی ویژه نگهداری دفاتر شاهی در هگمتانه (اکباتان یا همدان ) موجود بوده است  که یونانیان برای نوشتن تاریخ ایرانیان از اسناد آنجا استفاده می کرده اند.
همچنین از تاریخ نگاری در دوره اشکانی اطلاعی در دست نیست ، اما مجموعه ای از اشعار حماسی را خنیاگران یا گوسان ها که هنرمندان دوره گرد  بودند، آن زمان به دوره بعد انتقال دادند که اساس حماسه ملی ایران شد.

مطالب مرتبط

One Reply to “سنت تاریخ نویسی ایران باستان”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.