تاثیر متقابل تمدن ساسانی و فرهنگ اسلامی بر یکدیگر (قسمت نخست)

 

چیرگی مسلمانان بر ایران ساسانی در سال های میانی سده هفتم میلادی ( سال ۶۵۱ )سبب ایجاد تغییراتی بنیادین و گسترده در نظام حکومتی ، روابط اجتماعی و سیاسی و همینطور بنیان های فرهنگی ایران گردید. همانگونه که اتنظار می رفت بتدریج اثرات متقابل این دو فرهنگ ، پس از تصادم و چالش های اولیه که سال های بسیاری نیز به طول انجامید بر یکدیگر آغاز  گردید و  سرمایه های عظیم و تمدن کهن ایران با تلفیق ایدئولوژی و تفکر متمایز و نوین اسلام  ممزوج شده و شالوده یک تمدن پویا و جهانی را پی ریخت.

تمدن اسلامی – ایرانی ، اگرچه تاثیر شگرف و عمیقی بر ساختار نهادهای اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و حکومتی فلات ایران ، جایی که بسیار فراتر و گسترده تر از جغرافیای کنونی است و شامل سرزمین های مجاور آن نیز می شد، گذاشت.اما در این منطقه و سرزمین محصور و محدود نماند و به بسیاری از نقاط دور و نزدیک قلمروی امپراتوری اسلامی تسری یافت.

می توان گفت ، نفوذ قلمرو سیاسی حکمرانی اسلامی به هر سوی که بسط می یافت،ردپایی از نماده و نشانه های فرهنگ ایرانی را نیز با خود همراه داشت.افزون بر آن پایگاه حکومت اسلامی و پایتخت ( دارالحکومه) نیز به وضوح متاثر از اندوخته های تمدن ایران و همینطور مردان فرهیخته ، سرآمد و دانشمند ایرانی بود که در آن زمان نومسلمانانی شده بودند که به بسط و بلوغ تمدن اسلامی همت می گماردند.

مرتضی مطهری در کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام به نقل از اثر ” دستی در هنر اسلامی “نوشته ” دیمند ” آورده است:

” در زمان حضرت محمد(ص) عرب از خودش صنعتی نداشت ، یا اگر داشت ناچیز بود. بعد از فتح سوریه ، بین النهرین ، مصر و ایران بود که هنرهای این ممالک را اقتباس کردند … خلفای اموی از تمام ولایات مفتوحه مصالح و استادانی را جلب می کردند و در بنای شهرها و قصرها و مساجد جدید مورد استفاده قرارمی دادند، معرق سازهای بیزانسی و سوریه ای برای تزئینات مساجد دمشق استخدام می شدند و تحت ریاست یک استاد کار ایرانی به کار می پرداختند.”

طبری نیز در تاریخ خود متذکر می شود که برای بنای مجدد بغداد استادانی از ایران و سوریه و موصل و کوفه استخدام شدند. به این ترتیب یک اسلوب اسلامی که ملهم از فرهنگ ایرانی ( ساسانی ) و دنیای مسیحیت ( قلمرویی امپراتوری روم شرقی-بیزانس ) بود ، شکل گرفت .

در طول اقتدار و استیلای خلافت اسلامی ، بویژه خلفای عباسی ، وزیران ایرانی خلفا به عنوان اساسی ترین عوامل و ارکان حفظ و گسترش قدرت سیاسی و اقتصادی و همچنین بسط فرهنگ نوظهور و پویای اسلامی مطرح بودند.

گذشته از تاثیر گسترده و عمیق فرهنگی و اجتماعی این تاثیردهی و  تاثیر پذیری ، در عرصه اقتصاد به شکل اعم و بازرگانی به صورت اخص نیز می توان آثار سازنده و مثبت این پدیده را آشکارا مشاهده نمود.

بد نیست کوتاه و گذرا نگاهی به شرایط زیست مردم در ایران سده چهارم تا هفتم میلادی یعنی روزگار فرمانروایی شاهنشاهی ساسانی بیندازیم. چنانچه بخواهیم جامعه ساسانی پیش از استیلای اسلام را بررسی نمائیم ، شاید بتوان به این نتیجه کلی رسید که ، ارکان قدرت بطور کامل تحت نفوذ مستقیم سازمان دینی زردشتی قرارداشت. این روند نزدیک شدن و تملک ارکان حکومتی ساسانی ، توسط سازمان دینی زردشتی بتدریج و از سالهای فرمانروایی اشکانیان شروع شده بود و در سده چهارم میلادی و در زمان سلطنت آغازین پادشاهان ساسانی آشکارگردیده بود و تا انقراض این سلسله ادمه داشت.

روندی که آغازگر آن را می توان ” تنسر” روحانی بلندپایه زردشتی پیش از آغاز سلسله ساسانی دانست و ادامه دهندگان آن نیز “کردیر” موبد متنفذی که از دوران اردشیر اول (۲۲۴-۲۴۰)بتدریج در دایره قدرت سیاسی قرار گرفت و پس از شاپور اول (۲۴۰-۲۷۰) ، هرمزد (۲۷۰-۲۷۳)، بهرام اول (۲۷۳-۲۷۶)و بهرام دوم (۲۷۳-۲۹۳)مراحل رشد و ترقی را طی کرد . او از مقام معمولی و ساده دینی “هیربدی” در دوران اردشیر اول به مقامات “موبدی” ، “موبدان موبد” ، “دادور کل کشور” رسید و حتی در دوران سلطنت بهرام دوم ساسانی مقام منحصر بفرد و بی بدیل ” نگهبان روان بهرام” و ” موبد اهورامزدا” را بدست آورد.گسترش جایگاه سازمان دینی زردشتی بگونه ای بود که ساختار قدرت سیاسی ایران ساسانی بطور کامل تحت تاثیر آن قرار داشت. آخرین این سلسه روحانیون متنفذ زردشتی نیز ” آذرپاد مارسپندان ” بود که در فرآیند مقابله با قرائت های متفاوت از دین زردشت و بدعتهای شایع مختلف ، ” آزمون عبور از آتش” وی بمنظور اثبات صداقت و حقانیت مورد ادعایش شهره گردید.

شاید بتوان گفت ، استیلای کامل ، خشک و خشن  سازمان دینی زردشتی برای تمامی ارکان جامعه ایران ساسانی از صدر تا ذیل ، گونه ای رخوت و رکود فکری ، فرهنگی و دینی را بوجود آورده بود که زاییده ساختار به شدت تمرکزگرای دینی و سیاسی شاهنشاهی ساسانی بود.

از سوی دیگر می توان دریافت ، استقرار و استیلای نظام طبقاتی خشن و غیر قابل انعطاف ( نظام کاستی ) در جامعه ایرانی روزگار ساسانی نیز توده مردم را که از مزایای طبقات اشراف ، مالکان ، دهگانان ، روحانیون زردشتی و خاندان های متمایز و سلطنتی برخوردار نبودند را مشتاق تحول و بهبود شرایط نموده بود. از این رهگذر جنبش های اصلاح گرای اجتماعی و مذهبی نظیر جنبش مزدک در روزگار فرمانروایی قباد (کواذ۴۸۸-۵۳۱) یعنی سال های واپسین سده پنجم و آغاز سده ششم میلادی قابل تفسیر است.

درچنین شرایطی دین اسلام نوید برابری و برادری را قرین حرکتش و عدالت و مساوات را شعارش قرار داده بود و شیوه ساده زندگی پیامبرش (حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه) و خلفای بلافصل پس از ایشان (خلفای راشدین) هنوز رنگ و بویی از اشرافی گری و تفرعن سلاطین و پادشاهان نداشت ، لذا بارقه امیدی را در دل توده های مردم ایران که بهره ای از نظام طبقاتی ساسانی نبرده بودند ، برافروخت.

عزیزالله عطاردی در کتاب ” رجال خراسان ” می نویسد: ” علاقه ایرانیان به دین مقدس اسلام از همان آغاز ظهور این دین شروع شد.قبل از اینکه شریعت مقدس اسلام توسط مجاهدین مسلمان به این سرزمین بیاید ، ایرانیان یمن به آیین اسلام گرویدند.”

البته ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که گذشته از وجود فاصله طبقاتی و بحران های اجتماعی شاهنشاهی ساسانی که ریشه در مناسبات قدرت و رشد ناموزون قدرت سیاسی سازمان دینی زردشتی و نفوذ آن در ارکان گوناگون کشور داشت ، ولی بررسی های تاریخی حاکی از آن است که نفوذ دین مبین اسلام  در نواحی مختلف ایران یکسان نبود و در برخی از شهرها و مناطق تدریجی صورت گرفته است.ضمن آنکه باید یادآور شد حکومت محلی یمن نیز در زمره حکومت های دست نشانده ساسانی به شمار می آمد.

دکتر صاحب الزمانی نیز در “دیباچه ای بر رهبری” نظر فوق را تائید نموده است:

“… توده های مردم نه تنها در خود در برابرجاذبه جهان بینی و ایدئولوژی ضدتبعیض طبقاتی اسلام مقاومتی احساس نمی کردند ، بلکه درست در آرمان های آن ، همان چیزی را می یافتند که قرن ها به بهای آه و اشک و خون خریدار و جان نثار و مشتاق بودند…”

در قسمت دوم این پژوهش ، توجه خود را معطوف به آثار و نتایج تعامل و تقابل این دو تمدن و فرهنگ در حیطه اقتصاد و بازرگانی خواهیم نمود .

 

منابع و ماخذ:
آرنولد . توماس . تاریخ گسترش اسلام
سفرنامه ابن حوقل . ایران در صوره الارض . ترجمه و توضیح جعفر شعار
جعفریان . رسول . تاریخ سیاسی اسلام
جدید بناب . علی . عوامل شکوفایی تمدن اسلامی
زرین کوب . عبدالحسین . کارنامه اسلام
مکی . محمدکاظم . تمدن اسلامی در عصر عباسیان . ترجمه محمد سپهری
مطهری . مرتضی . خدمات متقابل اسلام و ایران
محمدی ملایری . محمد . فرهنگ ایرانی
ولایتی . علی اکبر . فرهنگ و تمدن اسلام و ایران . جلد اول

مطالب مرتبط

7 Replies to “تاثیر متقابل تمدن ساسانی و فرهنگ اسلامی بر یکدیگر (قسمت نخست)”

    1.  

      از توجه شما سپاسگزاریم بخش دوم این پژوهش بزودی منتشر خواهد شد که در انتهای آن کتابنامه نیز درج خواهد گردید ولی بنابه خواست شما فهرست منابع و ماآخذ هم اکنون در دسترس قرار گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.