اسطوره و مد

گیلان.jpg++
 
مقاله اسطوره و مد  با عنوان «خوانش اسطوره‎ ‎‏ای- آیینی مُد با تکیه بر اساطیر مربوط به گردش سال در ایران» که به قلم سرکار خانم پروین بابایی در کتاب ماه هنر به چاپ رسیده و همچنین در وب سایت انسان شناسی و فرهنگ نیز منتشر شده، به بررسی ریشه های اسطوره ای انتخاب لباس براساس مُد و تحت تأثیر تحولات و تغییرات تقویمی و اقلیمی نظیر جشن های نوروز و مهرگان بر روند زندگی مردم ایران باستان پرداخته است.
مٌد پدیده ­ای است مدرن که علیرغم تفاوت ­های فرهنگی بنیادین بین ملت ­ها، جهان را درنوردیده­ است و امروزه در هر گوشه دنیا پیروانی دارد که هر ساله به انتظار مٌد جدید می ­نشینند. این پیروی از مٌد جنبه ­ای آیینی به خود گرفته ­است؛ به طوری که بیشتر مردم در هر سطح اقتصادی، به نحوی خود را ملزم به پیروی از آن می ­دانند و دور شدن از مسیر مٌد به مفهوم جدا شدن از جریان مناسکی است که همگان آن را پذیرفته ­اند. در ایران نیز علیرغم وجود پایه ­های فرهنگی قدرتمند در مورد نحوه پوشش، مٌد مسیر خود را در میان مردم گشوده­ و بسیاری را پیرو خود ساخته ­است. این موضوع بیش از هر چیزی به فرآیند آیینی ­سازی مد توسط مراکز تصمیم ­گیرنده باز می ­گردد. این مراکز مدهای جدید خود را با تکیه بر زیرساخت های آیینی و اسطوره­ای جوامع مختلف عرضه و از این طریق دوام خود را تضمین می­ نمایند. در واقع با این روش افراد در یک فرآیند مناسکی سهیم می ­شوند. این زیرساخت ­ها به طور اخص به اساطیر و آیین ­های گردش سال و نو شدن زمان مرتبط هستند. در این مقاله سعی شده ­است تا چرخه مٌد با تکیه بر اساطیر ایران در باب گردش سال و آیین­ های مربوط به آن همچون جشن نوروز و مهرگان، بررسی شود.
کلیدواژه: آیین، اسطوره، ایران، خوانش، مُد

مقدمه

لباسی که ما می‌ پوشیم تا حد زیادی تابع شرایط آب و هوایی محیط ماست و تغییر فصل ‌ها زمینه ‌ای مناسب برای تغییر پوشش ما فراهم می ‌آورد. رولان بارت در کتاب نظام مد، معرفی مجموعه ‌های جدید لباس بهاره را با بیداری طبیعت مرتبط می‌ داند. به ‌زعم بارت، اسطوره هنگامی شکل می ‌گیرد که تاریخ تبدیل به طبیعت می ‌شود. در واقع در اسطوره، فرهنگ ناپدید شده و به اشکال طبیعی نمایش داده می‌ شود. به این ترتیب اسطوره‌ ها در جوامع مدرن در جهت سلطه و قدرت دائماً ساخته ‌و پرداخته می‌ شوند. مُد یکی از این پدیده‌ هاست که با بهره‌ گیری از اسطوره و طبیعت، دوام خود را تضمین می ‌کند. مُد به مثابه هنر به خلق نظم و زیبایی وابسته است و فرهنگ مصرف و استمرار چرخه تولید برای نو شدن به مرگ نمادین مُد نیازمند می ‌باشد. هارالد گروندل در کتاب  مرگ مُد[۲] به رخداد حراج ‌های فصلی می ‌پردازد. به نظر وی، تولیدکنندگان مد با آیینی­ کردن چرخه مُد آن را برای مصرف بیشتر در خدمت می ‌گیرند. هر چند نو شدن طبیعت بهانه ‌ای است برای نو کردن لباس و علاوه بر نیاز طبیعی انسان به پوشاک و همچنین تنوع‌طلبی و زیبا خواهی او، فرهنگ مصرف که زاییده سلطه سرمایه‌ داری و صنعت است، نیاز به تنظیم و نیز تسریع روند تغییرات اقلام مصرفی دارد؛ اما این تسریع باید در یک نظم قابل ‌قبول و نهادینه صورت گیرد. صنعت مد از جمله پدیدهایی است که خود را با این نظم تطبیق داده است؛ زیرا با تغییر فصل زمینه ‌ای کاملاً طبیعی برای تغییر پوشاک فراهم می‌ شود که مد می ‌تواند از آن بهره ‌ای گزاف ببرد. در ایران صنعت مد ریشه­ ای چندان مستحکم ندارد و تبلیغات انجام شده در این زمینه بسیار ناچیز است، اما با این وجود افراد زیادی از مد پیروی می­ کنند. علت این پدیده را باید در خاصیت اسطوره­ ای- آیینی مد جست که به خرید لباس­ های جدید بعدی اسطوره­ ای داده و افراد را در یک فعالیت آیینی شرکت می­ دهد. جشن نوروز جشنی است که ریشه ­ای اساطیری دارد و در این جشن آداب و رسوم متعددی اجرا می ­شود. یکی از سنت ­های نوروزی پوشیدن لباس نو است. ایرانیان همگام با نو شدن طبیعت، با پوشیدن لباس نو به کسوتی متفاوت درمی ­آیند تا سرنوشتی یکسر جدید برایشان رقم بخورد. همین امر کافی است تا مردم در ایام پیش از عید به مغازه ­ها هجوم ببرند تا لباس نو تهیه کنند. با رواج مد، تهیه لباس نو به یکی از بایدهای مراسم نوروز تبدیل شده و افراد سعی می­ کنند هر چیزی که به عنوان مد جدید در بازار موجود است، خریداری نمایند. به این ترتیب با وجود عدم تبلیغ برای مد و حتی ضد تبلیغ، مد جایگاهی خاص در فرهنگ ایران یافته است. با توجه به نظریات بارت در باب مد، می ­توان چنین استدلال نمود که مد به مثابه یک متن عمل می ­کند. صنعت مد با استفاده از لایه زیرین یا همان لایه ­زایشیِ متنِ «پوشش»، یعنی رجوع به اساطیر و آیین­ ها از رویه پدیداری آن گذر نموده و خود را  به این طریق به مخاطبان می قبولاند. این پژوهش در پی آن است که نشان دهد چگونه مٌد با توسل به آیین‌ های مربوط به ادوار اساطیری، سالانه معیارهای جدیدی از نظم و زیبایی را خلق نموده، در مناطق مختلف جهان و به طور موردی در ایران پیروان خود را می‌ یابد و به این منظور سعی می­ کنیم چرخه مد را از منظر اساطیر ایران مورد مطالعه قرار دهیم تا یکی از ابعاد قابل توجه مد، یعنی لایه زایشی آن که از دلایل اصلی پذیرش آن در ناخودآگاه جمعی مردم است، تبیین شود.
تعریف مد
اصطلاح مُد، برای لباس ‌هایی که در مدت ‌زمان معینی، بیشتر پوشیده می‌ شوند به ‌کار می ‌رود. البته پدیده‌ هایی دیگر همچون ابزار مادی و غیرمادی که در زمان خاصی مورد توجه بیشتر قرار می‌گیرند نیز مشمول مُد واقع می ‌شوند؛ اما در مورد لباس، مُد به شکل پررنگ ‌تری ظاهر می‌ شود و به همین دلیل این اصطلاح، غالباً مٌدِ پوشش را به ذهن متبادر می ‌سازد. می ‌توان گفت مد به هر آنچه در زمان و بافت معینی درست به نظر برسد، اطلاق می ‌شود و اصول کلی آن در پیوند و رابطه بین مشتقات modus و اصطلاح modern، با معانی اولیه آن یعنی «اکنون» یا «برای امروز» آشکار می ‌شود (سلربرگ: ۲۰۰۱). همچنین مد به سیستم‌ هایی نیز اطلاق می ‌شود که سبک‌ های جدید پوشش را تولید کرده و به روش ‌های مختلف سعی می‌ کنند آن را برای مردم، زیبا و قابل‌ قبول جلوه دهند. البته مُد تنها وسیله ‌ای برای توسعه تجارت نیست بلکه می ‌تواند در خدمت مفاهیمی همچون زیبایی و پویایی باشد. در این مفهوم، مد یکی از هنرهای جمعی است که از خلال آن یک فرهنگ، تصورات خود از زیبایی و نیکویی را تجسم می‌ بخشد.
چرخه مد
طراحان لباس در هر فصل، برای مشتریان مجموعه‌ های جدیدی را در نظر می‌ گیرند. بعضی از این مجموعه ‌ها توسط نشریات تبلیغاتی یا خریداران رد می ‌شوند؛ اما تعدادی نیز پذیرفته می ‌شوند. به این ‌ترتیب چرخه یک مُد آغاز می ‌شود. در مرحله معرفی، مُد تنها بر تازگی دلالت دارد و معرفی یک مُد جدید به ‌منزله پذیرفته شدن آن نیست. برخی از سبک ‌ها قیمت‌ های بسیار بالایی دارند. در نتیجه افراد کمی می ‌توانند از عهده خریدِ چنین لباس ‌هایی برآیند؛ این لباس ­ها غالباً در چرخه مد قرار نمی ­گیرند. اما برخی از طراحان سعی می ‌کنند لباس ‌هایی طراحی کنند که عمومیت بیشتری دارد و مشتریان بسیاری را نیز تحت پوشش قرار ‌دهد. در هر حال وقتی یک مُد در بالاترین سطح عمومیت و محبوبیت قرار می ‌گیرد تولید کنندگان اقدام به کپی آن مُد با سطوح قیمت ‌های متفاوت می ‌نمایند. تولید انبوه یک مُد لباس، نیاز به پذیرش در سطح بسیار گسترده ‌ای دارد؛ پس این تولید کنندگان سعی می ‌کنند لباس‌ هایی را کپی نمایند که بیشترین طرفدار را دارد و در جریان مسیر اصلی مُد قرار گرفته ­است. گاهی کپی‌ های زیادی از یک مُد خاص تولید می ‌شود؛ به ‌نحوی ‌که مشتریان را دل‌زده می ‌کند و آنان را به جستجوی چیزی تازه‌ تر وا‌ می ‌دارد. برخی از مشتریان هم هنوز طالب این لباس ‌ها هستند اما نه با قیمت‌ های قبلی. بنابراین خرده ‌فروشان، این لباس‌ های از مُد افتاده را به حراج می‌ گذارند به این امید که برای سبک ‌های جدید جا باز کنند. در مرحله نهایی مُد، از سویی مشتریانی را داریم که دنبال مُد جدید هستند و از دیگر سو مشتریانی که به حراجی‌ ها هجوم می ‌برند. درست در همین هنگام مراکز مُد، طرح ‌ها و ترکیب‌ بندی ‌های جدید لباس را طراحی کرده، به انتظار لحظه پرده‌ برداری از آن نشسته ‌اند. به‌ این‌ ترتیب یک چرخه مُد به پایان می ‌رسد؛ بنابراین مراحل یک چرخ مُد را می ‌توان به شرح ذیل دسته ‌بندی نمود:
-تصمیم ‌گیری و معرفی مُد جدید
-ارائه در بوتیک ‌ها و پذیرفته شدن آن به ‌عنوان معیار زیبایی
-حراج سالانه
البته در این میان معرفی مدها وحراج ­های فصلی را نیز داریم.
همانطور که می ­بینیم اوج و فرود­های چرخه مد وابستگی غیر ­قابل ­انکاری با نقطه­ های تعیین­ کننده زمان دارد. بازیگران چرخه مد نیز عبارتند از طراحان، تولید کنندگان، خریداران و مصرف کنندگان. اما در رأس این افراد، مراکزی قرار دارند که تصمیم گیرندگان اصلی یا به عبارتی، «خدایان» چرخه هستند.
اساطیر تعیین ‌کننده زمان در ایران
ایران سرزمینی است که معیشت مردمان آن در روزگاران کهن بر کشاورزی استوار ­بوده ­است. به همین دلیل تغییرات طبیعت، مهمترین عنصر تأثیرگذار در وضع معیشتی مردم بوده ­است. بنابراین بیشتر جشن­ های باستانی در ایران مبتنی بر تحول طبیعت در فصول مختلف است، و قدمت و اهمیت این جشن­ ها تا جایی است که در طول زمان، بُعدی اساطیری به خود گرفته­ و به عنوان یک مراسم آیینی تثبیت شده ­اند. از جمله مهم­ ترین جشن ­های باستانی که بر مبنای تغییر فصل ­ها بنا نهاده شده ­اند یکی نوروز است و دیگری مهرگان. اهمیت این دو جشن از این لحاظ بیشتر از سایر آیین ­های فصلی است که این دو درست در نقطه اعتدال کیهانی قرار دارند. بر اساس متون اوستا تقویم ایرانیان پیش از هخامنشیان دارای دو فصل تابستان و زمستان است که نوروز جشن آغاز سال جدید و تابستان، و مهرگان جشن آغاز نیمه دوم سال و فصل زمستان بوده است. در ادامه به بررسی ریشه­ های اساطیری دو جشن نوروز و مهرگان می ­پردازیم:
    جشن نوروز
فصل بهار با نوروز آغاز می­ شود. نوروز در اساطیر ایران روز پایان آفرینش است. بابلیان از دوران های بسیار قدیم روز اول سال را عموماً در اعتدال بهاری جشن می‌ گرفتند. این زمان یعنی اول بهار، زمانی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می‌ شود در حقیقت آغاز سال نو است. سابقه نوروز به تمدن بابل و جشن زگموگ می ­رسد. این جشن در حدود ۲۳۴۰ سال پیش از میلاد مسیح شناخته شده بود و ۱۱ روز نخستین ماه نیسان را که نخستین ماه سال بود و از اواسط ماه مارس آغاز می‌ گشت در بر می‌ گرفت. زگموگ را به ‌افتخار خدای مردوک جشن می‌ گرفتند و معبد بزرگ این خدا معبد اساگیلا در بابل، مرکز این مراسم بود. چنین تصور می ‌شد که در روز اول سال همه خدایان به ریاست مردوک گرد هم می ‌آمدند تا سرنوشت سالی را که در پیش بود، به‌ویژه حوادث زندگی شاه را تعیین کنند. همچنین شاه بابل می ‌بایست در هر سال در هنگام جشن زگموگ در حالی‌ که تندیس مردوک را در دست دارد پیمان خود را با خدایان تجدید کند به این مناسبت آتش می ‌افروختند و تصور گردش خدا در گردونه در بخشیدن ویژگی باشکوهی به ‌روز اول سال سهمی داشته است (عرب­ گلپایگانی، ۱۳۸۸: ۱۶۱). اما این جشن ­ها مختص بابل و سرزمین بین ­النهرین نبود و در سرزمین­ های وسیع­ تری از جمله ایران به طرق مختلف برگزار می­ شد. بنا بر نظر مهرداد بهار در کتاب از اسطوره تا تاریخ، «به‌احتمال بسیار این اعیاد به اعیاد اقوام برزگر می‌ ماند و نه اعیاد اقوام گله ­دار. می ‌بایست این اعیادی سخت کهن در نجد ایران بوده باشند و به‌ پیش از تاریخ بازگردند و از آن اقوام بومی این سرزمین اجداد غیر آریایی ما باشند». به همین دلیل جشن نوروز در متون کهن ایرانی، دارای منشأ اساطیری است و پیدایش آن را به نخستین شاهان کیانی نسبت می ­دهند. در شاهنامه جمشید پس از اینکه صنایع را پدید آورد به هنگام فراغت از کار بر تخت نشست و آن روز را نوروز خواند، زیرا جهان به صورتی نو درآمده بود. ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه می ­نویسد:
«نخستین روز فروردین ماه نوروز است که اولین روز سال نو است و نام پارسی آن بیان‌ کننده این معنی است و این روز با دخول آفتاب به برج سرطان طبق زیج‌ های آنان هنگامی که سال‌ ها را کبیسه می‌ کردند مطابق بود. سپس در ایام بهار این روز پس از تأخیر از موضع خود سرگردان شد و در مکانی قرار گرفت که سال همه این احوال را از نزول باران و برآمدن شکوفه ‌ها و برگ آوردن درختان تا هنگام رسیدن میوه‌ ها و تمایل حیوانات به تناسل و آغاز نو تا تکامل. این بود که نوروز را دلیل پیدایش و آفرینش جهان دانستند؛ و گفته ‌اند در این روز بود که خداوند افلاک را پس از آنکه مدتی ساکن بودند به گردش درآورد و ستارگان را پس از چندی متوقف گردانید و آفتاب را برای آنکه اجزای زمان از سال و ماه و روز به آن شناخته شود آفرید. پس از آنکه این امر پنهان بود و آغاز شمارش از این روز شد و گفته‌ اند خداوند عالم سفلی را در این روز آفرید و کیومرث در این روز به شاهی رسید و این روز جشن او بود که به معنای عید اوست و نیز گفته ‌اند خداوند در این روز خلق را آفرید و این روز و مهرگان تعیین ‌کننده زمان هستند چنانکه ماه و آفتاب فلک را تعیین می‌ کنند» (بیرونی، ۱۳۸۹: ۳۲۵-۳۲۴).
بنابراین آغاز سال و نوروز بر مفهوم تجدید آفرینش انطباق می یابد و این تجدید، در مفهوم جشن سال نو متبلور می ­شود. بیرونی در این مورد می ­نویسد: «این روز، روز مختاری است زیرا که نام این روز، هرمزد است که اسم خداوند تعالی است که آفریدگار و صانع و پرورنده دنیا و اهل آن است» (همان: ۳۲۶). در واقع جشن نوروز را علاوه بر تقدیس طبیعت، باید جشن خدایان نیز دانست، زیرا در این روز کیهان از آشفتگی به در می ­آمد و زندگی نو آغاز می ­شد. به عبارتی جهان در این روز نظم و زیبایی خود را بازمی ­یافت.
    جشن مهرگان
در روزشمار کهن ایرانی، روز مهر (شانزدهم) از ماه مهر، جشن مهرگان برپا می‌ شد و تا بیست و یکم مهرماه به مدت پنج ‌روز ادامه داشت. روز شانزدهم به «مهرگان کوچک» و روز بیست و یکم (رام روز) به «مهرگان بزرگ» معروف بوده است. عده‌ا ی معتقد بودند که سال از فصل سرد آغاز می ‌شود و حتی در دوره هخامنشی مهرماه آغاز سال بوده است. دلیل برگزاری جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولاً نام‌ گذاری نخستین ماه فصل پاییز به نام مهر، در این است که در دوره‌ هایی از دوران باستان و از جمله در عصر هخامنشی، آغاز پاییز، آغاز سال نو بوده است و از همین روی، نخستین ماه سال را به نام مهر منسوب کرده ‌اند. مهرگان همچون نوروز دارای اعتدال کیهانی است و اندازه شب و روز در مهر برابر می ‌شود و شاید از همین رو این ماه را به نام مهر که ایزد داوری و عدالت و دادگستری است نام گذاشته ‌اند. همچنین مهر برابر است با پایان فصل برداشت کشاورزی. از این‌رو زمان مناسبی برای جشن و شادی و استراحت کشاورزان که عمده مردمان دوران کهن بودند است. همچنین حاکمان در این زمان خراج و مالیات را از مردم می‌ ستاندند و به همین دلیل مهرگان برای حکومت­ ها نیز رسمیت داشت. برخی بر این باورند که در دوره‌ هایی نوروز ایرانی، نوروز پاییزی بوده است و نوروز بهاری سپس بر آن غلبه یافته ­است. به گفته بیرونی «آن دسته از ایرانیان که به تأویل قائل ‌اند، برای این قبیل مطالب تأویل قائل می ‌شوند و مهرگان را دلیل بر قیامت و آخر عالم می‌ دانند؛ به این دلیل که هر چیزی که دارای نمو باشد در این روز به منتهای نمو خود می ‌رسد و مواد نمو از آن منقطع می ‌شود و حیوان در این روز از تناسل بازمی ‌ماند، چنانکه نوروز را آنچه در مهرگان گفته شد بعکس است و آن را آغاز عالم می‌ دانند و برخی مهرگان را بر نوروز تفضیل داده ‌اند چنانکه پاییز را بر بهار برتری داده ‌اند» (همان: ۳۳۹).
بنا بر اساطیر زرتشتی، مهرگان برابر با زمان پیروزی فریدون بر اژی ­دهاک است. پیروزی فریدون بر ضحاک یا اژدها نشانه پیروزی نظم بر آشفتگی و زشتی است. به گفته بیرونی « این روز را عید دانستند و فریدون مردم را امر کرد که (گشتی) به کمر ببندند و زمزمه کنند و در هنگام طعام سخن نگویند برای سپاس‌گزاری خداوندی که ایشان را پس از هزار سال ترس، بار دیگر در ملک خود تصرف داد و این کار در ایشان سنت و عادت ماند» (همان: ۳۲۹).
آیین های مربوط به پوشاک در جشن های مهرگان و نوروز
لباس از مهمترین محصولات فنون بشر است که در آن اهداف بسیاری از جمله محافظت بدن از عوامل طبیعی و میل به زیبایی نهفته ­است. ساخت نخستین لباس ­ها را معمولاً به شخصیت­ های اسطوره­ای نسبت می­دهند و چنانچه در اساطیر ایران مندرج است، جمشید نخستین کسی بود که صنعت و فن دوخت لباس و ساخت زیورآلات را پدید آورد. پس از ایجاد صنعت پوشاک و سایر فنون دیگر، جمشید نوروز را برقرار ساخت. در سنت ایرانی مرسوم است که هنگام آغاز سال، رخت نو بر تن کنند. در ایران باستان تصور بر این بوده ­است که فروهرها در آغاز سال به زمین و خانه ­های خود بازمی­ گردند و به این مناسبت معمول بود که خانه نظافت شود، چراغ و آتش افروخته گردد و افراد خانواده لباس نو بپوشند تا موجبات خرسندی فروهرها فراهم گردد و سال نیکویی برای ایشان رقم بخورد (عرب گلپایگانی،۱۳۸۸:۱۵۹). رسم لباس نو پوشیدن تنها منحصر به مردم عادی نبود. بنا به نوشته بیرونی، رسم ملوک خراسان این بوده است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی بدهند (بیرونی، ۱۳۸۹: ۳۲۹) و هیچ بعید نیست که این رسم سابقه­ ای بسیار کهن­تر داشته باشد. حتی به دلیل اهمیت پوشیدن لباس نو، رسم بر این بوده که در این روزها به کودکان فقیر و بی­ سرپرست رخت نو هدیه شود. بنابراین بهار، فصلی اسطوره­ ای به شمار می­رود که در آن همزمان با تولد دوباره طبیعت انسان نیز به لباسی نو درمی ­آید. از سویی جمشید در اساطیر، به عنوان پادشاهی زیبارو توصیف شده­ است. به عبارتی اسطوره­ ی زیبایی نیز هست و طبیعتاً به لباس نو درآمدن، با زیبا شدن رابطه ­ای مستقیم دارد. اما با آغاز فصل پاییز و به سردی گراییدن هوا، تغییر پوشاک نیز به طور طبیعی ضرورت می­ یابد. در میان طبقه کشاورز تا همین اواخر رسم بر این بود که پس از برداشت محصول لباس نو بخرند و حتی بزرگان خانواده­ ها موظف بودند برای بستگان نزدیک خود که به واسطه ازدواج از خانواده جدا شده بودند به رسم هدیه لباس نو ببرند؛ و هنوز چنین رسمی در میان برخی مناطق روستایی ایران رواج دارد. همچنین به گفته بیرونی در آغاز فصل پاییز و همزمان با جشن مهرگان مجدداً به سپاهیان رخت پاییزی و زمستانی می­ دادند (همان: ۳۳۹). لازم به ذکر است که قشر مردمان عادی سالانه به طور معمول دو بار لباس تهیه می ­کردند؛ یک بار در آغاز بهار و یک بار در اول پاییز. این دو لباس هر یک متناسب با موسم سال بود، یعنی لباس نازک و ظریف­ تر برای فصل گرم و لباس ضخیم برای فصل سرد. گنجعلی خان صبا در این باره می­ نویسد:
«مردم فقیر سابق هیچ‌گاه لباس و پیراهن و دو دست لباس تمیز و نو نداشتند تا به تن نمایند و رسم بر این بود که کسبه سالی دو پیراهن و دو دست لباس به خیاط می‌ دادند، آن هم به خیاط ‌های زنانه. زن‌ های خیاط برای مردم یک نو قبای بلند و یک نیم‌ تنه و یک شلوار و یک پیراهن برای خود تهیه، در ایام نوروزی می ‌پوشیدند، این لباس را دائم به تن می‌ نمودند، در ظرف پنج الی شش ماه (آن لباس) مندرس و قابل به تن کردن نبود؛ بنابراین باز در اوایل مهرماه، لباس نو به همان طریق می‌ پوشیدند و همچنین زارعین همین‌جور لباس می‌ پوشیدند و چون بیشتر در آفتاب بودند و با کارهایی که لباس را پاره می ‌نمود سر و کار داشتند، پارچه ‌های نخی ضخیم و یا برک که از پشم بافته می ‌شود لباس می‌ دوختند» (شریعت پناهی،۱۳۷۲: ۲۵۴-۲۵۲).
به این ترتیب پوشاک جدید از ملزومات عیدهایی همچون نوروز و مهرگان بوده و رابطه ­ای مستقیم نیز با چرخش ادواری طبیعت دارد.
خوانش اسطوره­ای- آیینی مد با تکیه بر آیین ­های نوروز و مهرگان
تکرار از ویژگی‌ های بارز هر اسطوره ‌ای است و مُد با تکرار هر ساله ­ی آن در یک زمان معین، به شکلی برجسته پدیده‌ ای اسطوره‌ ای است. صنعت مُد، دو بار در سال، کالاهای جدید را توسط ارائه نمودنِ نسلی از محصولاتِ به لحاظ زیباشناختی متفاوت، معرفی می ‌نماید. کَت واک[۱] در مراکز بزرگ مُد، این مجموعه‌ های جدید را به شکلی آیینی به نمایش می‌ گذارد و مُد در زمانی که مجموعه‌ ی جدید متولد می‌ شود، فستیوال اسطوره زیبایی و تناسب را سازمان‌دهی می ‌نماید. بالعکس، ویترین حراج فصلی، برهنه است و مانکن ‌ها به‌جای اینکه ملبس به پوشش ‌های گران‌بها باشند، در کاغذهای بسته ‌بندی پیچیده می ‌شوند؛ در واقع مثل این است که ویترین از یک طراحی گرافیکی منظم و متناسب به یک دست نوشته بدخط تغییر هویت دهد (گروندل,۲۰۰۷: ۹). اگر مد را یک متن اسطوره ­ای در نظر بگیریم، می­ توانیم خوانشی از این متن به دست دهیم. به موجب خوانش بارت از یک متن، هر متن از دو لایه تشکیل می شود: لایه پدیداری یا آنچه در ظاهر می بینیم، و لایه زایشی که لایه زیرین آن است و موجب دلالت ­پردازی می ‌شود. از طرفی به نظر بارت مکانیسم اسطوره در زمان حاضر عبارت است از طبیعى جلوه دادن امور تاریخى. در واقع بورژوازى با اسطوره‏ سازى مى‏ خواهد پدیده‏ هاى تاریخى را که ساخته او هستند به گونه‏ اى جلوه دهد که انگار امورى طبیعى هستند و بدین ‌وسیله تناقض‌ های آفریده خود را امرى طبیعى جلوه دهد. به این ترتیب بسیاری از پدیده ­های اطراف ما از جمله مد، یک بعد اسطوره ­ای می ­یابند و این بعد اسطوره ­ای در قالب یک مناسک آیینی خود را به جامعه می ­قبولاند. در واقع، مد از این‌ رو به‌ عنوان یک آیین عمل می ‌کند که در آن یک مرکز تصمیم ‌گیرنده (خدایگانی) و یک توده پیرو، مشارکت دارند.
اما عملکرد مد در ایران بیش از هر چیز به جشن­ های اساطیری و باستانی و بخصوص نوروز متکی است. نوروز جشنی اسطوره‌ ای است که پس از یک دوره تعلیق یعنی پس از پنجه دزدیده آغاز می ‌شود و نو کردن رخت از ملزومات این جشن است و شاید بیش از هر جشن اسطوره ‌ای دیگری به پوشش اهمیت می ‌دهد. تغییر فصل و آب و هوا نیز خود به ‌خود لزوم تغییر نوع پوشاک را به همراه دارد و بنابراین اسطوره بهار و خاصه نوروز پیوند تنگاتنگی با آغاز چرخه یک مد جدید دارد. فصل پاییز خود سرآغاز موسمی کاملاً متفاوت است. در این فصل که با سرد شدن هوا و پایان برداشت محصولات همراه است، لباس بهاری کنار نهاده شده و رخت پاییزی جای آن را می ‌گیرد. این دو زمان همانگونه که پیشتر گفته شد زمانهای اعتدال کیهانی هستند و از این رو در اساطیر گردش سال جایگاهی ویژه دارند. در آثار­الباقیه از سلمان فارسی چنین نقل شده است: «ما در عهد زردشتی بودن می‌ گفتیم خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو بر ایام، مانند فضل یاقوت بر زبرجد است به جواهر دیگر» (بیرونی، ۱۳۸۹: ۳۳۸). همانگونه که می ­بینیم علاوه بر فضیلتی که برای نوروز و مهرگان بر روزهای دیگر عنوان شده، آفرینش یاقوت و زبرجد که از سنگهای قیمتی و جزو زیورآلات هستند در این زمان صورت گرفته است. در شاهنامه نیز جمشید کسی است که علاوه بر پدید آوردن فن ساختن لباس، سنگهای قیمتی را هم کشف نموده است.
 اما جدا از دنیای اساطیر، آن‌گونه که از مجموع منابع موجود، همچون نگاره‌ ها و متون باستانی و نوشته‌ های مورخان و دانشمندان قدیم ایرانی و غیر ایرانی مانند فردوسی، بیرونی، ثعالبی، جهانگیری، اسدی توسی، هرودت، کتسیاس و نیز آثار شاعرانی مانند جاحظ، رودکی، فرخی، منوچهری و سعد سلمان دریافته می­ شود مردمان در جشن مهرگان تا حد امکان با جامه‌ های ارغوانی بر گرد هم می‌ آمده‌اند؛ پس از خوردن نان و نوشیدنی، به موسیقی و پای ‌کوبی‌ های گروهی می‌ پرداخته‌اند. سرودهایی از مِهریَشت را با آواز می ‌خوانده و می­ رقصیده اند.
اما در چرخه مد علاوه بر معرفی مد جدید، پدیده حراج سالانه را نیز داریم. این حراج ­ها درست قبل از معرفی مد جدید برگزار می ­شود. اسطوره­ ی مسلط بر حراج، «زشتی» است. به عبارتی لباس ­هایی که زمانی در ویترین به صورت تک و منحصر به فرد، دور از دسترس و به مثابه اسطوره زیبایی خودنمایی می ­کردند، اکنون روی هم تلنبار می شوند، چون دیگر زیبا نیستند. پدیده حراج در بطن خود آیین ­هایی همچون جشن ­های دیونیزوسی را نهفته دارد. این آیین ها به شکل ­های گوناگون و کمابیش مشابه در سراسر جهان باستان اجرا می ­شدند. در واقع این جشن ­ها به نوعی، بازنمایی تجدید نظم نوین از درون بی­ نظمی و آشفتگی کیهانی بودند. در ایران از جشن­ های شناخته شده مربوط به آغاز سال، یکی مراسم میر نوروزی است. این مراسم در خمسه مسترقه یا پنجه دزدیده برگزار می ­شد. گذشتگان این پنج روز را جزو سال به حساب نمی ­آوردند. به منظور گذر از این بی ­نظمی و آشفتگی در این روزها شاه برکنار می ‌شد و شخصی را به‌جای او می ‌گذاشتند تا در خمسه مسترقه حکومت کند. در پایان پنج‌روز وی را می ‌کشتند تا پادشاه دوباره بر تخت بنشیند و به مناسبت بر تخت نشستن او جشنی برگزار می ‌شد و نظم و ترتیب به امور بازمی‌گشت. اگر چه این مراسم، در زمان­ های متأخر به یک مراسم کوچک محلی تقلیل یافته­ بود اما ریشه در آیین­ هایی بسیار کهن­ تر دارد. از بخش ­های قابل توجه در این مراسم به دست گرفتن بادبزن و تظاهر به گرمای بیش از حد بود. به این ترتیب طی یک مراسم آیینی مردم درمی ­یافتند که فصل بهار در شرف آغاز است و باید جامه نو بهاری در بر کنند. می­ دانیم که جمشید یا جمِ درخشان، خود اسطوره زیبایی نیز هست و غلبه ضحاک بر او به منزله غلبه زشتی بر زیبایی است. در واقع پس از یک دوره آسایش و سعادت و بی­ مرگی، ضحاک بر جمشید تسلط یافت. غلبه ضحاک بر جمشید برابر با غلبه خشکسالی، اسارت زنان و مرگ انسان­ ها بود. ضحاک سرانجام به دست فریدون که وی نیز صاحب فرهی و به عبارتی نماینده نظم و زیبایی است نابود می­ شود. این رخدادهای اساطیری که به دو زمان اسطوره ­ای یعنی آغاز بهار و آغاز پاییز ارجاع می­ یابند، متن­ های زیرینِ معرفی مدهای جدید پاییزه و بهاره هستند. بهار و پاییز هر دو با رشد و نمو گیاهان و در نتیجه بارش باران در ارتباط ­اند و ضحاک اژدهای خشکسالی است. با در بند شدن وی موسم خشکسالی نیز به پایان می­ رسد. اما این اساطیر هر ساله با گردش فصل­ ها از نو متولد می­ گردند و مدها نیز همینطور.
 امروزه از آیین مهرگان چیزی باقی نیست، اما نوروز جشنی است که قدرت خود را همچنان حفظ نموده ­است. به همین دلیل خرید لباس در نوروز بسیار با اهمیت ­تر از خرید در فصل پاییز است. در واقع لباس نو جزو ملزومات مراسم نوروز است و بنابراین خرید در نوروز که به یک مناسک آیینی مانند است. اما خرید پوشاک در فصل پاییز نیز همچنان بردوام است و مردم اگرچه چیزی از مهرگان به یاد ندارند، بنا بر تغییر فصل برای خرید لباس اقدام می ­کنند. اما این پدیده یعنی خرید لباس همیشه منطبق بر نیاز طبیعی نیست. یعنی علیرغم عدم فرسودگی لباس، هر ساله مردم لباس­ های پاییزی جدید و مطابق با مد روز تهیه می ­کنند. می­ توان گفت مد به شکلی قدرتمندانه جای مناسک و آیین­ هایی همچون جشن های مهرگان را گرفته­ است.
نتیجه
همان­ گونه که گفته شد مد تنها یک متن پدیداری نیست، بلکه یک لایه زایشی نیز دارد که درست منطبق بر آیین­ های اساطیری فرهنگ ­های مختلف است. این آیین ­ها عمدتاً مربوط به گردش سال هستند و مد با بهره­ گیری از زمان ­های اساطیری، افراد را در مناسکی آیینی درگیر می ­کند. در واقع اوج و نزول چرخه مد، منطبق بر زمان­ هایی است که ریشه ­هایی اسطوره ­ای دارند و به همین دلیل افراد به صورتی نا آگاهانه، بی ­اراده و در قالب یک فعالیت آیینی در مسیر چرخه مد قرار می ­گیرند. به این ترتیب در ایران نیز با توجه به زمان­ های اساطیری که خود ریشه در تغییر طبیعی فصل ­ها دارد، مردم به شکلی مستمر و به صورتی که کاملاً طبیعی جلوه می ­کند از مد پیروی می ­نمایند. این زمان ­ها منطبق بر نوروز یعنی آغاز فصل بهار، و مهرگان یا آغاز فصل پاییز می ­باشند و مد با بهره­ گیری از آیین ­های نوروزی که یکی از آنها تهیه لباس نو است، خود به یک مناسک تبدیل می ­شود و خرید نوروزی را به صورت یک مراسم آیینی ضرورت می­ بخشد.
منابع
بهار، مهرداد. ۱۳۹۰٫ از اسطوره تا تاریخ. تهران: نشر چشمه
بیرونی، ابوریحان. ۱۳۸۹٫  آثار­الباقیه عن قرون­ الخالیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: انتشارات امیرکبیر
شریعت­ پناهی، حسام­الدین. ۱۳۷۲٫ اروپایی ­ها و لباس ایرانیان. تهران: نشر قومس
عرب­ گلپایگانی، عصمت. ۱۳۸۸٫ اساطیر ایران باستان. تهران: انتشارات هیرمند
نامور مطلق، بهمن.۱۳۹۰٫ درآمدی بر بینامتنیت. تهران: انتشارات سخن
Barthes,Roland.1990.The Fashion System. Ttranslated by Matthew Ward& Richard Howard: University of California Press
Gruendl,Harald.2007. Death of Fashion: Springer Wien New York
Sellerberg, A-M. 2001. Fashion sochology of. Elsevier

یک دیدگاه در “اسطوره و مد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.