پس از ظهور سلسلۀ ساسانی(سال ۲۲۴ میلادی) و مقارن شکل گیری و گسترش اندیشه ها و باورهای ملی گرایانه مبتنی بر آموزه های زردشتی در جامعۀ ایران ساسانی، نظام دفاعی و ارتش ایران نیز دچار تحولات مهم و جدیدی شد. به گونه ای که ارتش اشکانی که ساختاری ملوک الطوایفی داشت و بخش اصلی بدنۀ آن متشکل از سربازان بومی وفادار به حاکمان و شاهان محلی و نواحی گوناگون بود، بتدریج تبدیل به ارتشی منظم و حرفه ای گردید که تنها در خدمت دولت متمرکز و نوخاستۀ ساسانی قرار داشت و وفاداری خود را منحصر به دولت ساسانی می نمود. در روزگار خسرو اول(انوشیروان) ارتش ساسانی سازماندهی کاملا جدیدی پیدا کرد بگونه ای که درجات و رتبه های نظامیان برخلاف ابتدای سلسلۀ ساسانی، کاملا مشخص و آشکار شد. در این رتبه بندی، «ایران سپاهبذ» بالاترین مقام ارتشی بود.او وزیر جنگ و فرمانده کل سپاه محسوب می شد. خسرو انوشیروان چهار فرمانده ارتش را شایستۀ این مقام دانست و نواحی تحت فرمان شاهنشاهی ساسانی را به چهار بخش تقسیم نمود. سپاهبذ شرق، نیروهای خراسان ،سکستان و کرمان را زیر نظر داشت.سپاهبذ جنوب، نیروهای پارس وخوزستان ، سپاهبذ غرب، نیروهای عراق تا مرز روم شرقی و سپاهبذ شمال نیروهای مادِ بزرگ و ارمنستان را تحت فرمان داشت.

sassanids army2

بنظر می رسد ارتش ساسانی بی نیاز از سرباز مزدور نبود و برای تأمین سرباز مزدور بیشتر از قبایل هون استفاده میکرد. در روزگار خسرو انوشیروان سلاح سواران عبارت بود از :برگستوان اسب ،جوشن بلند‌،زرهی سینه پوش،ران بند،شمشیر،نیزه،سپر، گرزی که به گمر میبستند، تبرزین، ترکشی با دو کمان به زه کشیده و سی تیر و بالاخره دو زه تابیده که سوارکار آنرا از پشت کلاه خود می آویخت.با این وجود می توان گفت هنوز سلاح اصلی سواره نظام ساسانی همان نیزه و کمان بود. ارتش ساسانی بمنظور پیشرفت سریع در هنگام حمله و استیلای بر دشمن همواره وسایل ساخت سریع پل بر رودخانه را همراه داشت.
اسواران یا به اصطلاح شوالیه ها محافظ پسران شاه و خانواده اشراف بودند.یکی از مهم ترین و خوفناک ترین اجزای ارتش ساسانی، سواره نظام سنگین اسلحه بود. این زره پوشان هسته اصلی سپاه بودند. آنها لباسی فلزی داشتند که مانند لباس استرچ بر بدن میچسبید و صورتشان نیز نقابی داشت و تیر بر آنها اثر نمی کرد.پشت سواره نظام فیلهای جنگی قرار می گرفتند و در آخر نیز پیاده نظام بودند که معمولا از روستاییان فقیر تشکیل می شد.

جنگ افزار سواره نظام عبارت بود از یک جفت گونه پوش فلزی که صفحه مقعری بود که دوسوی گونه ها را میپوشانید،زره که توری فلزی باتارهای درهم بافتهء چندمیلی متری بودکه زیرلباس و روی زیرپوش مخصوصی بر تن میکردند وسینه وشکم وکمر را میپوشانید.کلاهخود فلزی ،ساق بند محافظ ساق پاها ،شمشیر، نیزه ،سپر،گرز آهنین همراه با کمربند ویژه ،تبرزین که چوبدستی دارای سرفلزی بود،گاوسنگ که یک گلولهء فلزی تخم مرغی شکل بزرگ آویخته به زنجیر بود وبه ترک زین اسب می آویختند و برای کوبیدن اسپ دشمن بود دوتا کمان به زه کرده وجعبهء تیردان با سی تیر که بر دوش می آویختند ،کمند که برحلقهء زین اسپ آویزان میشد و برای به زیر کشیدن سوار ازاسپ یا به کمند افکندن فراری بود و یک جفت شبه گیسو که ازتارهای زه درهم بافته ساخته شده بود و بر حلقهء پشت کلاهخود آویزان میشد وبه روی کمر می افتاد. این آخری یک نشان ویژه بود. این سلاحهای ارتش ساسانی بود که سواره نظام ایرانی را وحشت انگیز کرده بود یعنی چون تانک های امروزی مینمود. سواره نظامی که بیش از  ۴۰۰ سال بلای جان رومیان بود.

 

IMG_2080

ساسانیان فن دژستانی یا همان قلعه گیری را به خوبی آموخته بودند و منجنیق و برج متحرک و سرب گداخته و وسایل آتش زا داشتند. اسیران جنگی را می فروختند یا برای آبادانی کشور مورد استفاده میگرفتند.ساسانیان مانند هخامنشیان سپاه .جاویدان ده هزار نفره داشتند
نکتۀ جالب و بسیار فنی و دقیق چیزی است که دینوری در گزارش خود به آن اشاره نموده است؛ سربازان چپ ارتش ساسانی در سمت چپ سپاه قرار میگرفتند و  معمولا برای قلب سپاه مکان مرتفعی انتخاب می شد. فرماندهان دقت داشتند که هیچگاه سپاه رو به نور آفتاب و باد قرار نمی گیرد. وقتی به دشمن حمله میکردند که نیروهای خودی یک ونیم برابر دشمن باشند وگرنه صبر میکردند تا دشمن حمله کند. کمینگاهها نزدیک آب انتخاب میشدند.معمولا در شب حمله میکردند. قبل از حمله جاسوسانی به قلب دشمن میفرستادند تا هم خبر بگیرند و هم روحیه آنها را ضعیف کنند.برای گشودن قلعه از گلوله های نفتی استفاده میکردند. دعوت از دشمن برای رویارویی تن به تن. .حریفان در جنگ راهی برای ترساندن دشمن و تضعیف روحیه بود
وقتی فرمانده کشته میشد سپاه از هم میپاشید.زیرا اغلب افراد بی تجربه سپاه را پر میکردند. در زمان جنگ سر شماری میشد.این کار را بعد از جنگ نیز انجام میدادند تا تعداد کشتگان را حساب کنند.

IMG_2079

روش سرشماری افراد سپاه بسیار ساده ولی درعین حال هوشمندانه بود. به این ترتیب که پیش از آغاز نبرد سربازان به صف می شدند و عده ای سبدهای بزرگی دربرابر سربازان قرار می دادند. سپس هر کدام تیری از ترکش خود برمی داشتند و درون سبد می انداختند، پس از پایان جنگ جنگجویان باقی مانده در هنگام بازگشت هرکدام تیری از سبدها برمی داشتند و در انتها تعداد تیرهای باقیمانده نشاندهندۀ شمار تلفات سپاه را مشخص می کرد.

برخی متون باقیمانده از زمان ساسانیان عبارتند از اصول تیر اندازی از بهرام گور،کتابهایی در مورد دفاع شاهان ساسانی از مرزهای خود،فنون جنگی در تصرف دژها،کمین کردن و گماشتن جاسوس که برای اردشیر بابکان تالیف شده بود. این کتابها را ابن ندیم ترجمه و فهرست کرده است. ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻋﻤﺪﻩ ﺳﭙﺎﻩ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻧﻈﺎﻡ به شماره بسیار ﺑﻮﺩ ﻣﺮﻛﺐ ﺍﺯ ﻧﺠﻴﺐ ﺯﺍﺩﮔﺎﻥ ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ «ﺍﺳﻮﺍﺭﺍﻥ» ﻭ «ﻭﺍﺳﭙﻮﻫﺮﺍﻥ »ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺟﻨﮓ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻣﻘﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺯﺭﻫﻰ ﻣﻴﭙﻮﺷﻴﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮﻯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻛﻼﻩ ﺧﻮﺩﻯ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﻴﮕﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﺍ ﻣﻴﭙﻮﺷﺎﻧﺪ .

IMG_2078

ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺶ ﺳﺎﺳﺎﻧﻰ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﺭﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﻴﺎﻥ ﺁنان ﺭﺍ ﺟﺎﻭﻳﺪﺍﻥ ﻣﻴﻨﺎﻣﻴﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﺣﺪﺱ ﺯﺩ ﻛﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮕﻰ ﺁﺯﻣﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩ. می دانیم که ارتش هخامنشی یگان منحصربفردی به نام جاودانان یا گارد جاویدان  داشت که تعداد آن همیشه ده هزار سرباز کارآزموده و حرفه ای بود که هیچگاه از شمار آن کم نمی شد. زیرا هرگاه سربازانی کشته می شدند یا بیمار و یا به سن کهولت می رسیدند از این یگان خارج و بلافاصله سربازان ذخیره جای ایشان را می گرفتند. از آنجا که شاهان ساسانی خود را وارث فرمانروایی هخامنشی می دانستند و معمولا از ایشان تقلید می کردند و حتی تلاش داشتند گستره قلمرو شاهنشاهی خود را  به وسعت قلمرو هخامنشیان برسانند، شاید بتوان  اقتباس ایشان در ایجاد گارد جاویدان را نیز پذیرفت.یگان ﺟﺎﻥ ﺍﺳﭙﺎﺭ ( ﺟﺎﻥ ﺳﭙﺎﺭ ) نیز مﻌﻤﻮﻻ ﺍﺯ ﭘﻬﻠﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺰﺩﻭﺭﺍﻥ و  سربازان حرفه ای و چالاک تشکیل می شد.

IMG_2082
ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻧﻈﺎﻡ ﻓﺮﻋﻰ دیگری ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻭﻳﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻃﻮﺍﻳﻒ ﺳﻚ ﻭ ﮔﻴﻞ ﻭ ﺩﻳﻠﻢ ﻭ ﻣﻠﻞ ﻗﻔﻘﺎﺯ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﺩﻳﻠﻤﻴﺎﻥ ﺩﺭ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﺯﻧﻰ ﻭ ﻧﻴﺰﻩ ﺩﺍﺭﻯ ﻭ ﻛﻤﺎﻥ ﻛﺸﻰ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺳﺮﺗﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﻴﻠﻬﺎﻳﻰ ﺍﺯ ﻫﻨﺪﻭﺳﺘﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻥ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﻫﺮﺍﺳﺎﻥ ﻣﻴﻜﺮﺩ .
هنگام  شروع جنگ شیپوﺭ ﻣﻴﺰﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺳﭙﺎﻩ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻣﻮﻇﻒ ﺑﻮﺩ ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻟﻴﺮ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺕ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ. پیش از شروع نبرد فرمانده لشکر سربازان را به شجاعت و پاداش در صورت پیروزی و نیز پاداش اخروی در صورت کشته شدن در جنگ بشارت می داد. آنگاه خطاب به سربازان دشمن سخن می گفت و ایشان را به تبعیت از پادشاه ساسانی فرامی خواند. سپس با فریاد «مرد و مرد» پهلوانان و دلیران لشکر دشمن را به نبرد تن به تن دعوت می کرد.

یکی از عناوین و مناصب حکومتی در سپاه ساسانی، جایگاه «اندرزبذ سپاه» یا «سپاه اندرزبذ»بود که به معنی مشاور و مستشار امور نظامی بوده است.

بدنیست بدانیم که دو سیاست نظامی مهم دولت ساسانی ، یکی تقسیم کشور به چهار منطقه نظامی و  کم توجهی به آسیب هایی که از ناحیۀ جنوب ایران می توانست وارد شود و دیگری ، تکیه نمودن به سربازان مزدور و حرفه ای فارغ از تعلقات قومی و قبیله ای و حتی ملّی ، بعدها سبب بوجود آمدن شکاف های مهمی در ساختار کشور گردید که انقراض این سلسله را در کنار دیگر عوامل و علل سیاسی، اجتماعی، دینی و نظامی به دنبال داشت.

sassanids army3

مطالب مرتبط

6 Replies to “ارتش ساسانی”

  1.  

    چرا در دوره ساسانی هم چیزی شبیه به گارد جاودانان هخامنشی و احتمالاً به تقلید از آن وجود داشته. بخصوص اگر در نظر داشته باشیم نقش سپاه جاودانان و سربازان آن در سنگ نگاره های تخت جمشید جلوی چشم شاهان ساسانی قرار داشته و از آم الهام گرفته اند.
    هم اکنون هم می توان سربازان گارد جاویدان هخامنشی را در سنگ نگاره های آن مشاهده کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.